1-تا به حال به تیم های فوتبال فوق العاده ای در تاریخ که صرفا به خاطر اینکه دستشان به جام نرسیده و در نتیجه فراموش شده اند فکر کرده اید؟به اینکه گاها فقط حرف اول ها و قهرمان ها همیشه هست و از بقیه خیلی لطف شود صرفا در حد رقیب قابل احترام یاد می شود.
2-سریال آشنایی با مادر همان نایب قهرمان است کافی است آن را با فرندز مقایسه کنید.شک دارید؟در همین طرفداری درباره بهترین سریال کمدی بپرسید تا از هر ده نفر یازده نفر به شما بگویند فرندز! جو به شکلی است حتی نمی توانید اسم آشنایی یا سریال دیگر را بیاورید
3-آشنایی با مادر فوق العاده میخنداند چه با سوپر استارش بارنی استینسون چه با سایر کاراکتر هایش اما از آن مهم تر قصه می سازد.قصه 5 رفیقی که با خلاقیت فوق العاده و خط داستانی متفاوت تعریف می شود.قصه ای که اپیزود به اپیزود شما را عاشق تر این جمع پنج نفره می کند.
4-اینجا نه تنها کاراکترها به قول معروف درآمده اند حتی اجسام هم انگار روح دارند،آن پارچه intervention یا آن چتر زرد یا آن پیتزای مربوط به ناکجا یا اصلا حتی آن نمودار های و جک های بی مزه مارشال
5-چیز فوق العاده درباره آشنایی با مادر اما به نظرم این ها نیست این است که ناگهان رابین را با یک پاکت شیر در برف گیر می اندازد و بارنی را چسبیده به حلقه بسکتبال و از همه بدتر آن صحنه ای که لیلی آن خبر بد را برای ماشال می آورد.همان قدر که تو را لحظه ای غرق در قهقهه کردن می کند به همان قدر حالا تو را همان قدر درگیر تراژدی و شوک می کند.
6-آشنایی با مادر در ستایش جمع های رفاقتی هم هست و می گوید حتی اگر به همه آرزوهایی که دوست داری برسی باید با حسرت برای بچه هایت از دورانی که از آن آرزوها دور بودی اما کنار رفقایت بودی بگویی.



