(پیشاپیش از غلط های املایی و نگارشی عذر می خواهم. یه دلنوشته اتفاقی بود برای شرح حال عکاسان، اتفاقاتی که سر خودم اومده یا سر عکاسان اطرافم)
عکس های پست هم 2 تا دوربین بنده هستش.
ما عکاسا خیلی تو چشمیم
هر کس عکس قشنگی می بینه میگه عکاسش خیلی هنرمنده. ولی تا حالا فکر کردین، هنرش چه چیز هایی رو ازش می گیره؟
ما عکاسیم
عکاس یعنی چی؟
بزارید اینطوری بگم، کسی که لذت بردن از یه صحنه ی زیبا توی طبیعت رو، یا حضور توی یه مراسم رو یا حتی صحنه به ثمر رسیدن یه گل زیبا رو ول می کنیم، و مجبوریم از توی یه سوراخ کوچیک و تاریخ، اون صحنه ها رو تماشا کنیم و منتظر لحظه حیاتی برای ثبت تصویر باشم.
میتونید یه لحظه فکر کنید توی یکی از بهترین لحظات عمرتون یک چشمتون همیشه بسته باشه و اون یکی چشمتون هم انقدر محدودیت داره که اصلا حس واقعیت رو حتی ذره ای نمیتونه براتون ایجاد کنه؟ این دقیقا شرایط یه عکاسیه که میشه مسئول عکاسی مراسمات خانواده( مثلا عروسی خواهر و برادر) یا یه عکاس طبیعت که از ترس پر زدن سوژه(پرنده ی داخل کادر) حتی کوچک ترین حرکتی نداشته باشه.
از عکاس جنگ بدبخت تر هم داریم؟ مگه چه قدر پول میگیره تا از دعوای دو گروه تصویر ثبت کنه؟ هر ثانیه و هر صدم ثانیه احتمال این هست که اخیر عکسی که ثبت می کنه تصویر گلوله ای هست که مستقیم به سمت لنز دوربینش میاد و بعد......(لازم به ذکر نیست بگم در این حالت وربین رو به روی صورت قرار داره).
گریه دار تر از کار کردن با یه مشت بچه نق نقو و شیطون هم هست؟ حالا فرض کنید بابا مامانش هم نشستن اون بغل و تو حتی نمیتونی یه اخم بهش بکنی. عکاس کودکان، یه ادم بیچاره که مثل یه مسابقه فوتبال هنگام به ثمر رسیدن گل اگه به موقع عکس نگیره شاید دیگه اون صحنه اتفاق نیوفته.
چی بگم از مصائب عکاسی تبلیغاتی؟ پولت فقط و فقط به علاقه ی مشتری بستگی داره. کافیه یه عکس از نظر تمام مردم دنیا خوب باشه و فقط از نظر مشتری خوب نباشه، اون موقع هستش که پول بی پول. حالا فرض کن مجبور باشی با وجود حساسیت به گل، یا عطر یا هر چیزی ازش عکس بگیری. یه درصد یه عکاس تپل رو فرض کن که جلوش پیتزا میزارن میگن ازش عکس بگیر :/
عکاس طبیعت، مگه جایی هم مونده هنوز تو این دنیا که ادم یه دخلی توش نکرده باشه، عکس طبیعت عکسیه که نباید داخلش هیچ المان انسانی وجود داشته باشه، و........
یه چیزی بگم گریتون بگیره؟ یک ساعت توی یه لوکیشن وایسادی، دریچه لنز بازه و در حال نوردهی هستی، اخر کارته که...... خب افتاب رفت پشت ابر و هوا به حدی تاریک شد که حتی اون حجم از نور دهی هم دیگه کافی نیست، یا از اون بدتر، یهو یه حیون احمق بیاد از جلو لنزت رد بشه. اون موقع هستش که باید بزنی تو سرت و گریه کنی.
عکاس شب، خب اگه کسی کارش اینه احتمالا تا 10 سال دیگه جایی توی دنیا پیدا نمی کنه که بتونه از اسمون شب عکس بگیره. نور حاصل از چراغ های شهر یکی از دلایلی هستش که ما نمیتونیم با چشم غیر مسلح ستاره ها رو ببینیم و این برای دوربین ها هم موثره. هر وقت میخواهی عکس بگیری باید یه چند کیلومتری از شهر خارج بشی.
عکاسی حیات وحش که واقعا خریت محضه. فرض کن کلی منتظر موندی از یه حیون عکس بگیری یهو جفتش حوس یه کارهایی می کنه و ..... انصافا گریه نداره؟(اتفاقی که تو باغ وحش جلو بابام برام افتاد. همین که دوربین رو بردم عکس بگیرم یهو جناب شیر نر دست به کار شد. :/( ) حالا اینا هیچی. خطراتش هم زیاده. فرض کن یهو شیره ببینتت و اتفاقا گرسنه هم باشه. تبریک میگم شما مردید.
عکاسی خبری. مجموعه ای از مشکلات و خطر ها و مردم احمقی که یه موبایل گرفتن دستشون و اصلا خبرنگار ها رو ادم حساب نمی کنن. فرض کن میخواهی عکس بگیری یهو یه بچه با پدری که صد برابر تو هیکلشه میاد جلو دوربینت وای می ایسته و از سوژه تو عکس میگیره، میشه چیزی بهش گفت اصلا؟
فرض کن باید از یه صحنه انفجار عکس بگیری، از یه صحنه تصادف، از یه صحنه دعوا، تو همه اینا امکان گیر دادن ینفر به شما وجود داره. مراقب باشید فقط طرف به قصد کشتنتون نیاد. بریم سراغ سختی بعدی، عکاسی سیاسی :((((( هیچی نگم بهتره.
عکاسی مستند هم که سخته بسیار. من یه چی میگم شما تا اخرش برید خودتون. به جز این که تمام کشور ها یه سری ممنوعیت ها داره، حتی ممکنه مردم یا دولت هر کشور بی دلیل بهتون گیر بدن. مثلا با طرف به نتیجه رسیدی ازش یه عکس بگیری بعد یهو باباش میاد دوربینو می گیره میندازه دور. چیکار می کنی اووقت؟ عکاسی مستند یه چیزیه که همه جنبه های عکاسی جنگ و طبیعت و ... رو در بر میگیره. بالاتر توضیح دادم دیگه.
عکاسی عروسی. تو از گل نزدن یه فوتبالیست عکس نگیری میتونی امید داشته باشی دوباره گل بزنه، اگه سوژه عکاسیت یه حیونه و فرا می کنه می تونی امید داشته باشی یکی دیگه پیدا کنی. ولی اگه یه صحنه مهم تو عروسی رو از دست بدی دوباره بر میگرده؟؟؟؟ حالا فرض کن سر همون صحنه مشتری دبه کنه و کلا پولتو نده؟؟؟و این که اگه از اقوام باشی فرداش سرکوفت های اقوام هست که چرا از فلانی زیاد عکس گرفتی از بهمانی کم گرفتی.
شما مو میبینید ما پیچش مو. خیلی از عکاس ها افراد متوسط و حتی قشر پایین جامعه هستن. این توی کل دنیا صدق می کنه. خیلی ها یه دوربنی رو با کلی امید می خرن. ولی خب خیلی ها توی همون موارد بالا خیلی هم زود دوربنی که با تمام توان برای خریدش کار کردن رو از دست می دن. می تونید فکر کنید به احساسات کسی که با کلی قرض یه دوربین رو خریده، بعد یه پستی توی اینترنت می بینه نوشته جوان ترین عکاس دنیا. وقتی پست رو باز می کنه چی میبینه؟ یه پسر ده ساله که به خاطر باباش یه لنز 6 کیلومتری داره و با همون یه عکس با کیفیت بالا میگریه. اشکت در میاد انصافا( واقعیه این مورد کلی غصه خوردم خودم)
عکاس ها خیلی تو چشمن ولی همیشه پشت صحنه هستن. عکاس صحنه مردن مردم رو توی جنگ پخش می کنه، مردم برای مرده ی داخل عکس دل می سوزونن ولی ایا کسی برای عکاسی که ممکنه بمیره دل می سوزونه؟ بارها عکاسانی در حیات وحش کشته شدن ایا کسی اسمی ازشون میدونه؟ میدونید چه قدر حسرت باره به خاطر وضعیت دوربینت حتی اگه 100 سال هم تلاش کنی نتونی اون عکسی که میخواهی بگیری یعنی چی؟
میدونی پاک شدن ناگهانی ارشیو یعنی چی؟ این اتفاق لرزه به اندام هر عکاسی میندازه، بخصوص عکاسی که باید عکس ها رو به مردم پس بده.
مصائب عکاسی زیاده
لطفا هر عکسی دیدین که زیبا بود، به جای تعریف کردن از عکس، دعا کنید عکاسش به چیزی که میخواهد برسه.......
شب به خیر
عیدتون مبارک



