و اینا همش حاصل حماقت مدیریت و کادر فنی، بازیکن سالاری و باند بازی هست.

حماقت  کادر فنی وقتی بود که کوتینیو رو به جای پست اصلیش در وینگ چپ بازی دادن که باعث شد هرز بره و هر روز بیشتر افت کنه. انقدر به این تیم و اون تیم پیشنهاد شد که اعتماد به نفسشو از دست داد و رفت (در این مورد البته فقط بارسا هم مقصر نبود. خود بازیکن های برزیلی هم از نظر ذهنی ضعیف هستن و تا توی یه تیم احساس کنن راحت نیستن زود میرن)

حماقت مدیریت و باند بازی وقتی بود که مالکوم رو رد کردن که دمبله رو نگه دارن. بدون توجه به عملکرد این دو در یکی دوسالی که توی بارسا بودن و نفهمیدن که به دمبله نمیشه اتکا کرد. دمبله یه بازیکن بی خاصیت،  به درد نخور و غیر حرفه ای هست که حتی اولین مولفه های لازم یه فوتبالیست مثل آمادگی جسمی رو هم نداره. در مورد کوتینیو هنوز جا برای امیدواری هست که با یه مبلغ خوب فروش بره یا حداقل دوباره اوج بگیره و برگرده، اما شخصا در مورد دمبله فکر میکنم بارسا هرچی زودتر این حقیقت رو بپذیره که پولشو دور ریخته، بهتره.

بازیکن سالاری وقتی بود که همه دیدن این مربی به درد بارسا نمیخوره و کمترین صلاحیت نشستن روی این نیمکت رو نداره ولی بازیکن های قدیمی تیم و لاماسیایی ها (که فکر میکنن صاحب تیم هستن و میتونن هر کاری میخوان بکنن! و الان بزرگترین معضل تیم همین لاماسیایی ها ی خود خواه هستن) ازش حمایت کردن. چون بهشون باج میده و همیشه فیکسشون میکنه و اگر هم بد باشن ازشون انتقاد نمیکنه. کلا یه برده حرف گوش کنه براشون پس بهتره سر جاش بمونه تا اینکه یه مربی سخت گیر بیاد

و اینا همه باعث شد تیمی که در پیش فصل پر مهره ترین تیم بزرگ اروپا از نظر مهره های هجومی بود،  در شروع فصل شد کم مهره ترین! و این کمترین اثر منفی همون مواردیه که نام بردم.

این تیم یه خون و تفکر تازه میخواد. خیلی خیلی تازه و جدید!