پله،اسطوره ی فوتبال برزیل که بهترین بازیکن قرن بیستم انتخاب شد . مردی که هنوز هم خیلی‌ها او را بهترین بازیکن تاریخ فوتبال می‌دادند، به تازگی گفت‌وگوی بسیار مفصلی با مجله فورفورتو داشته و درباره خاطرات فوتبالی‌اش صحبت کرده است. این اسطوره برزیلی در این گفت‌وگوی بلند از دوران بچگی‌اش تا زمان خداحافظی از فوتبالش حرف زده است

*دریبل‌زنی، سرعت یا بازی روی هوا پدرم گل‌های زیادی با سر می‌زد و همیشه به من توصیه می‌کرد روی این قضیه کار کنم. وقتی بچه بودم همیشه دریبل می‌زدم و دریبل‌هایم را روی بچه‌های همسایه امتحان می‌کردم؛ همان‌هایی که همیشه می‌خواستند در تیم من باشند، چون مهارت زیادی داشتم. پدرم به من می‌گفت: «دریبل زدن به تنهایی برای تو کافی نیست. تو فوتبال بازی می‌کنی، چون خدا این موهبت را به تو داده است حالا اگر می‌خواهی به مردم احترام بگذاری باید یاد بگیری چطور با پای چپ و چطور با سر هم به توپ ضربه بزنی. اگر این کار‌ها را انجام بدهی تبدیل به بازیکن بزرگی می‌شوی و هیچ‌کس جلودارت نخواهد بود». این‌طوری شد که من تمریناتم را بیشتر و بیشتر کردم و روی همه قابلیت‌های فوتبالی‌ام تمرکز کردم.

*لقب پله از کجا آمد؟

پدرم اسمم را ادسون گذاشت، چون خیلی به مخترع آمریکایی توماس ادیسون ارادت داشت. به اسمم خیلی افتخار می‌کردم، چون برگرفته از شخصیت بزرگی بود. بعد وقتی به بائورو در سائوپائولو رفتم، جایی که پدرم بازی می‌کرد، خواهرم لوسیا شروع کرد من را به دیکو صدا زدن؛ این اسم ریشه و برگرفته از ادیسون بود: ادینیو، ادیکو، دیکو! بعد در بائورو آن‌ها یک دروازه‌بان داشتند که دوست پدرم بود و اسمش بیله بود. آن‌ها هم رفته رفته من را بیله صدا می‌کردند جوری که صدایش مثل پله شنیده می‌شد. خب این‌طوری شد که بچه‌ها رفته رفته من را پله صدا کردند. من هم با آن‌ها دعوا می‌کردم، چون از اسم خودم یعنی ادسون خیلی خوشم می‌آمد و نمی‌خواستم کسی من را به اسم پله صدا کند! ولی خب خودتان بهتر می‌دانید دیگر، کافی است به یک بچه بگویید این کار را نکن...  آن‌ها وقت و بی‌وقت من را پله صدا می‌کردند. حالا، اما عاشق اسمم هستم، چون الان وقتی می‌گویی پله همه مردم دنیا می‌دانند معنی اش چیست؛ 

*داشتن پیشنهاد از تیم‌های اروپایی آن زمان خیلی رایج نبود که بازیکنان جابه‌جا شوند. در سانتوس مثل یک خانواده بودیم و سه تا ۵ سال دست‌کم کنار هم می‌ماندیم. چه دلیلی داشت برای یک ذره پول بیشتر جابه‌جا شویم؟ بعد از ۱۹۶۸ من چند پیشنهاد از اروپا و از مکزیک داشتم ولی گفتم «نه، جایم خوب است، در سانتوس می‌مانم. نمی‌خواستم ترانسفر شوم». حتی وقتی از سانتوس جدا شدم پیشنهاداتی از اینتر، رئال‌مادرید و یوونتوس داشتم، چون ان زمان تازه برزیلی‌های زیادی به اروپا می‌رفتند ولی باز هم گفتم نه. نمی‌خواستم به جایی بروم. تنها جایی که رفتم تا بازی کنم نیویورک کوسموس بود.

*بهترین بازیکنی که مقابلش بازی کرده‌ای سؤال سختی است. مقابل هر تیمی بازی می‌کردیم بهترین مدافعاشان را می‌گذاشتند تا از من مراقبت کند ولی بهترین‌شان بابی مور و فرانس بکن بائر بودند. بکن بائر فوق العاده بود؛ بسیار باهوش بود و به سختی می‌شد از او توپ رد کرد. بابی مور هم بهترین مدافع میانی بود که دیده بودم؛ در سرش تصمیمات خیلی سریعی می‌گرفت.

بازیکن محبوب در طول زندگی‌ام با بازیکنان خوبی هم‌تیمی و یا مقابل‌شان بازی کرده‌ام. بعضی از آن‌ها حتی متأسفانه نتوانستند در جام جهانی بازی کنند. دی استفانو که بازیکن فوق العاده‌ای بود یکی از آنهاست. همچنین باید از کرویف، پوشکاش، زیکو، بابی چارلتون و جرج بست هم نام ببرم. بازیکنان خیلی زیادی بودند.