یه نگاه به دنیای خاکستری دور و برت بنداز، پر از آدماییه که به جایی رسیدن که دیگه نه راهِ پس دارن نه راه پیش. آدمایی که شب و روزشون وصلِ به همدیگست و توی روزمرگی های بی سر و تهشون دست و پا میزنن. آدمایی که کم و زیاد براشون فرقی نداره و به هرچی که دم دستشون میاد راضی میشن، بهش تن میدن و توش غرق میشن، بدون اینکه اهمیتی بدن که کجای دنیا وایسادن و دنیا چه نقشه ای براشون کشیده؛‌ مثل یه نقاشی نیمه کاره از مواد درجه سه که پرت شده گوشه انباری، مثل یه تاکسیِ از رده خارج که صبح تا شب کارش دود کردن و پول خورد جا به جا کردنه. مثل من که نمیدونم چرا دارم این کلمه ها رو روی کاغذ میارم. میخوام بگم آدما از یه مرزی که رد میشن، دیگه انتخاب نمیکنن؛‌ انتخاب میشن و میشن همرنگِ اون چیزی که توش غرق شدن، میشن همپای روزمرگی هایی که انگار قسم خوردن نزارن حتی یه قدم رو به جلو برداری. یه مرزِ لعنتی این وسط هست که به چشم من و تو نمیاد، فقط و فقط وقتی میبینی و میفهمیش که ازش رد شده باشی، میدونی چی میگم؟ میدونی چرا این بلا سر آدما میاد؟ چون از یه جایی به بعد دیگه یادشون میره که رویاپردازی کنن. شاید به جوابم بخندی، بگی مگه میشه که آدم نتونه رویاپردازی کنه؟ پیدا کردن جوابش سخت نیست. کافیه یکی از این آدمایی که گفتمو پیدا کنی و ازش سوال کنی که برات رویا رو تعریف کنه، اونوقت میبینی که چطور آچمز میشه و توی جواب دادن میمونه. فقط نگاه میکنه، بدون اینکه بتونه یه کلمه پیدا کنه که خودشو باهاش بروز بده؛ قبل اینکه خاکستری شه همه چی خودتو پیدا کن و رویاهاتو بنداز روی غلطک. اینم یادت باشه که رویا اگه رویا باشه باید خوابو از چشمات بگیره، رویایی که باهاش بخوابی هیچی نیست به جز یه قرص خواب !!! همه‌ی اینا رو گفتم عزیز من، که بگم قبل اینکه همه چی خاکستری شه، از این دنیایی که گفتم فاصله بگیر، آبی باش یا سبز یا نارنجی، هر رنگی باش به جز خاکستری، هر کسی باش به جز اونی که رویا نداره؛‌ آدما بدون رویا معمولی میشن، دمِ دستی میشن. رنگا بدون رویا میمیرن، میشن یه نقاشیِ نیمه کاره گوشه‌ی انباری ...

✒ احسان هدایت‌فر  

کانال تلگرام کافه هدایت 

https://t.me/HedayatCafe​​​​​​​