ما نزدیک به پنج قرن از درون ایران بی خبریم اما شاهنامه و اوستایی که از صافی این پنج قرن گذشته است بدون تردید میتواند با حماسه ها و عاشقانه های خود نسیم خوش عطری از پایداری آن روزگاران را با فروتنی و نجابت به همسایگی مشام ما برسانند! هر اشک اشکانیان در تاریخ هزاره های گمشده تاریخ ایران یوسفی است برای خود! اشکانیان مرزبانان رعنایی بودند که دست از گور بیرون مانده داریوش سوم هخامنشی را پس از حدود 20 سال به پهلوی او نهادند.اشکانیان بودند که این امکان را فراهم آوردند که ما امروز در هزار اسکندرنامه خود نشانی از اسکندر نمی یابیم و اشکانیان بودند که برای ایرانیان این فرصت را آفریدند که از گجستگان تاریخ آینه سکندر سازند و سکندری بزنن هر که گجسته است! اشکانیان نخستین چریک های تاریخ ایران اند تو با شنیدن تاریخ الکن اشکانیان صدای هر اسبی را که بشنوی بی گمان یاد چریکی گم بوده خواهی افتاد که در هزاران کوره راه این سرزمین دلباختگان جان اخته است! بی سبب نیست که اساطیر ایران باستان در میان یلان اشکانی غوطه می خورد و شیفتگان اساطیر آبشخور عیاران را در قلمرو اشکانیان می جویند. بی گمان ادب شفاهی ایران باستان هر چه خون از پیکر پهلوانان اشکانی گرفته است به رگ های پنهان یلان اسطوره ای تزریق کرده است. اما آنچه که از اسطوره ها به ما رسیده است برای یافتن حقیقت کفایت نمیکند الا این حقیقت که خالی بوده است جای اشکانیان در زمان حمله تازیان و مغول ها!قضا را که دست رستم فرخزاد اسپهبد خراسان مردی از پارت بسیار تنها بود.
منبع : هزاره های گمشده جلد سوم دکتر پرویز رجبی



