در حومه شهر پیر مردی تنها زندگی میکرد و هیچوقت مدت زیادی از خونش دور نمیشد.

یه روزوسط تابستون پیک یه نامه میاره در میزنه هیچکی جواب نمی ده از پنجره نگاه می کنه پیر مرد غرق خونه. پلیس میاد یه روز نامه سه شنبه دوتا بطری شیر گرم ویه بطری شیر سردپیدا میکنه روز بعد قاتل دستگیر میشه

پلیس چطور اینقدر سریع قاتل دسگیر کرد؟