یک ساعت تمام، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم فریاد کشید: آخر خفه شدم! چرا حرف نمیزنی؟ گفتم: نشنیدی؟.... برو...
کارو
_____________________________________________
اولين شاعر جهان حتماً بسيار رنج برده است آنگاه که تير و کمانش را کنار گذاشت و کوشيد براي يارانش آنچه را که هنگام غروب خورشيد احساس کرده توصيف کند و کاملاً محتمل است که اين ياران آنچه را که گفته است به سخره گرفته باشند جبران خليل جبران


