پیداست که سلجوقیان که در آغاز فرمانروایی خود آشنایی چندانی با زبان فارسی نداشته اند سرانجام اگر مردم ایران را شکست داده اند از زبان این مردم شکست خورده اند و مانند ناصرالدین شاه قاجار شاه سلجوقی نیز به هنگام از دست دادن دامن، به شعر فارسی پنا برده است. راستی چرا سلطان طغرل احساس شاعرانه خود را به زبان مادری خود ترکی به قالب نزده است؟مگر هم میهنان ترک ما بر این باور نیستند که فارس ها زبان خود را بر ترک ها تحمیل کرده اند و همواره به زبان آن ها نگاهی غیردوستانه داشته اند؟در زمان سلجوقیان که نامی از ایران و ایرانی در میان نیست چه کسی می توانسته است شاهی سلجوقی را که همواره شمشیر را از رو بسته بوده است از سرودن شعر به زبان مادری خود باز دارد؟ نمونه ای از سروده های طغرل را با هم می خوانیم : دیروز چنان وصال جان افروزی                      امروز چنین فراق عالم سوزی افسوس که بر دفتر عمرم،ایام                      این را روزی نویسد،آن را روزی بی درنگ پرسش خواننده از خود این است مگر سلطانی سلجوقی می توانسته است چنین بیندیشد و اندیشه خود را چنین بر زبان آورد؟ واقعیت این است که بیابان گردهای آسیای مرکزی نیاز خود را به زبان فارسی و فرهنگ و مدنیت ایرانی تشخیص داده بودند و خود برآن شده بودند به سبب فقدان تجربه در شهریاری و دیوان سالاری و هنجارهای مدنی نیازهای فرهنگی خود را در دامن ایرانیان پرورش دهند.در حقیقت غزنویان و سلجوقیان ایران را درمانگاه فرهنگی خود تشخیص داده بودند و داروی درد خود را به جان خریداری می کردند و یا به زور به چنگ می آوردند.در هر حال بدون کارگزاران مدنی و فرهنگی ایرانی ادامه ماندگاری و شهریاری برایشان محال بود.دیگر اینکه سلجوقیان در ایران با خلق و خوی و هنجاری روبه رو نبودند که برایشان ناخوشایند باشد. فراموش نشود که از غزنویان که معروف به شیفته بودن به شعر فارسی هستند تا روزگار نزدیک ما که حدود یک هزاره فرمانروایی دست سلجوقیان، اتابکان،ایلخانان، صفویه و قاجارها بو هم کسی از سلطان های ترک به فکر رونق ادب مکتوب به زبان ترکی نیفتد.بنابراین انصاف نیست که فارسی زبانان ایرانی را برای همه طول تاریخ دوره اسلامی مقصر رکود ادب ترکی بدانیم.فراموش نکنیم که حتی مرحوم ناصرالدین شاه قاجار علاوه بر دیوان غزلیاتش با نثر بی تکلف خود در سفرنامه هایش نثر فارسی را از بند تکلف رها کرد.ناصرالدین شاه یکی از پیشگامان موثر و تعیین کننده نثر امروز ایران است. 

 

منابع : حمدالله مستوفی تاریخ گزیده (463-471).حسینی یزدی (164).سده های گمشده جلد پنجم سلجوقیان پرویز رجبی