یادداشت ارسالی- بیاید به این فرآیند به اصطلاح استعدادیابی نگاهی دقیق‌تر بیندازیم و المپیاد دختران را به‌عنوان مصداق انتخاب کنیم. هفته گذشته و پیش از پایان رقابت‌ها و انتخاب‌ تیم‌های برتر در حالی‌که بازیکنان و تیم‌ها هنوز درگیر رقابت بودند، اسامی بازیکنان منتخب از سوی سایت فدراسیون فوتبال اعلام شد. اگرچه کشف یک استعداد و دیدن پتانسیل در بازیکنان اگر توسط افراد خبره و با تجربه اتفاق بیفتد، نیازمند مدت زمان طولانی نیست اما نه زنان جوان استعدادیاب فدراسیون آن‌قدر خبره و با تجربه هستند و نه یک بازی 15 دقیقه‌ای زمان کافی برای انتخاب است که کادر تیم ملی روز دوم بازی‌ها لیست بازیکنان انتخابی را بسته بودند. همچنین روشن است که استعداد فردی نمی‌تواند علت برتر بودن یا نبودن یک تیم باشد و یا حضور چندین بازیکن توانمند الزاما به موفقیت تیم ختم شود اما بهرحال تیمی با ترکیب بازیکنان توانمند شانس بهتر و احتمال بیشتری برای موفقیت دارد اما گویا استعدادیابان حاضر در المپیاد و مدیران تیم ملی نوجوانان هم مثل باقی همکاران خود در تیم‌های بزرگسال اعتقادی به عدالت در انتخاب بازیکنان مستعد و توانمند ندارند و آن چیزی که اهمیت بیشتری دارد حضور آشنایان آن‌ها در تیم ملی و اردوهای انتخابی است، وگرنه چطور امکان دارد یک بازیکن در آستانه بازنشستگی که در هیچ رده و مقطع سنی جزو بازیکنان شاخص نبوده، در سال‌های پایان بازی به‌عنوان دروازه‌بان سوم به تیم بزرگسالان زنان ایران اعزامی به مسابقات مقدماتی المپیک در قطر، دعوت و انتخاب شود؟ اصلا مشکل تیم ایران دروازه‌بان بوده که اگر هم بوده باشد یعنی دروازه‌بان جوان‌تر و سرحال‌تری در لیگ برتر زنان ایران قابلیت حضور در تیم ملی را نداشت یا نمی‌شد به جای آن مهاجم گلزنی به تیم دعوت شود تا آن نتایج بد و وحشتناک به دست نیاید؟ جز این بود که این انتخاب فقط و صرفا به علت همشهری بودن با مربی جدید دروازه‌بانان تیم زنان ایران و در آخرین اردوها رخ داد؟

 حال همین اتفاق برای تیم ملی دختران نوجوان افتاده است. نگاهی به لیست بازیکنان دعوت شده به اردوی تیم ملی نوجوانان خبر از ادامه پیمودن همین مسیر ناعادلانه توسط استعدادیابان و کادر تیم ملی می‌دهد. در حالی که نایب قهرمان المپیاد استان کردستان بود و با نمایشی شگفت‌انگیز همه رقیبان خود را از سر راه برداشت و به ویژه دروازه‌بان این تیم با درخشش در دوبازی پایانی و ضربات پنالتی موثرترین بازیکن در برد و نایب قهرمانی این تیم بود، حتی به اردوی تیم ملی دعوت نشده و از این تیم فقط یک بازیکن آن هم خانم گل مسابقات در اردو حضور دارد که به نظر می‌رسد تنها دلیل حضور و دعوت او رودربایستی از همین موضوع خانم گلی بوده است. یا تیم کرمانشاه قهرمان مسابقات تعداد بازیکن کمتری از تیم‌های صعود نکرده در اردو دارد. در مقابل تیم‌هایی که حتی توان صعود از مرحله گروهی یا یک هشتم را نداشتند، اما در میان جمعیت 15 نفره استعدادیابان دارای چندین نماینده بودند، بیشترین اعضای دعوت شده به اردوی تیم ملی را دارند. این موضوع فقط به تفاوت تیم نایب قهرمان  و یا قهرمان مربوط نمی‌شود. مقایسه آمار محل سکونت استعدادیابان همبستگی زیادی با بازیکنان مدعو دارد و آمار بالای تعداد حضور بازیکنان از یک استان در اردو نسبت مستقیمی با تعداد حضور استعدادیاب و مربی در تیم ملی دارد. این شیوه انتخاب بازیکن نه موضوع جدیدی در تیم‌های ملی زنان است و نه مختص به تیم ملی نوجوانان. کافی است نگاهی به اردوهای تیم ملی فوتبال بزرگسالان در سال‌های گذشته و اکنون داشته و کمی پیگیر اخبار لیگ برتر فوتبال زنان باشیم. به طور مثال در تیم ملی بزرگسالان داستان به همین شکل است  و نقض مسلم قوانین فدراسیون و سازمان لیگ که مبتنی بر شاغل نبودن همزمان یک مربی تیم ملی در لیگ‌ها است، باعث شده تیم‌هایی که مربی آن‌ها همزمان در تیم ملی شاغل است، دارای بیشترین نماینده در تیم ملی باشند. از سوی دیگر این موضوع اهرم فشار برای این مربیان علیه بازیکنانی است که شانس بازی در تیم بهتر و دیگری را دارند اما با تهدید مربی برای دعوت نشدن به تیم ملی، جرات و اجازه حضور در تیم دیگری را ندارند. با این اوصاف پر بیراه نیست که بخشی از ناکامی‌های تیم‌های فوتبال زنان را در حتی تورنمنت‌های دوستانه و باخت‌های پیاپی به همین موضوع ارتباط دهیم. با این اوصاف اگر بگوییم عدالت کلیدواژه مفقود در انتخاب بازیکنان برای تیم ملی است اغراق نکرده‌ایم و اگر این استعدادیابی را استعدادستیزی بنامیم بیراه نرفته‌ایم.

المپیاد استعدادهای برتر فوتبال کشور دختران و پسران

المپیاد استعدادهای برتر فوتبال کشور دختران و پسران

المپیاد استعدادهای برتر فوتبال کشور دختران و پسران

اما در پایان بشنویم از عجایب المپیاد استعدادهای برتر کشور در زمینه داوری. در سوی دیگر میدان و همزمان با مسابقات عکسی از داوران حاضر در المپیاد در شبکه‎های اجتماعی دست به دست شد که تعجب همگان را برانگیخت. حضور برخی داوران با فیزیک بدنی ناآماده آن در هم مسابقات کشوری که نتیجه آن برای بازیکنان، مربیان، تیم‌ها و استان‌ها بسیار حائز اهمیت است، خبر از بی‌توجهی نسبت به انتخاب داوران توسط مسوولان برگزاری المپیاد و دبیران اجرایی و ناظران فنی آن دارد. موضوع دیگر و از عجایب دیگر فوتبال زنان در ایران حضور داور- بازیکن‌هایی بود که در المپیاد داوری و همزمان در مرحله نهایی لیگ دسته یک فوتبال دختران که در کرج برگزار می‌شد، بازی هم می‌کردند. خوشبختانه فوتبال زنان ایران با همه کاستی‌ها، آن‌قدر حرفه‌ای شده است که حوزه‌های بازی، مربی‌گری و داوری از هم جدا شود و حتی در لیگ‌های محلات هم دیگر کسی همزمان در دو حوزه متفاوت داوری و بازیکنی یا مربی‌گری و بازیکنی حضور ندارد، اما همانطور که ذکر آن رفت، بی‌توجهی و شاید لابی‌گری و یا به اصطلاح همان «پارتی» باعث شده بعضی از افراد همزمان هم حوزه بازی را از دست ندهند و هم ابلاغ داوری را و به این شکل در المپیاد و مسابقات به این مهمی، چنین پدیده‌هایی از خود به جای بگذارند.

با همه این تفاصیل برگزاری چنین المپیادهایی را باید به فال نیک گرفت چرا که دست‌کم در چنین شرایطی است که برخی استعدادها فرصت دیده شدن پیدا می‌کنند و اگر روند انتخاب بازیکن‌ها عادلانه شود، می‌تواند دریچه امیدی برای رشد فوتبال پایه و تیم‌های ملی باشد.

المپیاد استعدادهای برتر فوتبال کشور دختران و پسران

 

ارسالی آراز علی بیگی برای طرفداری