می توانم خانواده ام را بعد از تمام شدن جنگ و باقی قضایا مجسم کنم... چون بالاخره هر چیزی تمام خواهد شد... از همین جا و از همین الان خانواده ام را می بینم که در تابستان آینده در یک یکشنبه آفتابی روی چمن ها نشسته اند... . آنوقت در سه قدمی زیر خاک من، پدر خانواده، کرم گذاشته ام و از یک تل پهن روزهای تعطیل هم بدبوترم. و تمام تن فریب خورده ام به صورت مسخره ای در حال پوسیدن است... کود کشتزارهای گمنام شدن، این است سرنوشت واقعی سرباز واقعی(صفحه 69-68)
اینها بخشی از گفته های فردینان باردامو قهرمان رمان سفر به انتهای شب نوشته لویی فردینان سلین نویسنده کمتر شناخته شده فرانسویه. می گن اولین بار جلال آل احمد بود که این نویسنده و این کتابو در ایران معرفی کرد. یه رمان انتقادی نسبت به تمامی سطوح و شئون جامعه. نسبت به جنگ، سیاست، استعمارگری کشورهای اروپایی، مردم جامعه که در فقر و کثافت دست وپا می زنند، ضد ریا و دورویی و...
شخصیت اصلی از جنگ فرار می کنه و به یکی از مستعمره نشینهای فرانسه در افریقا میره. وقتی شرایط طاقت فرسای اونجا رو هم می بینه سوار کشتی میشه و خودشو به نیویورک می رسونه. اونجا مدتی می مونه و کارگری می کنه و باز به وطنش فرانسه باز می گرده. تحصیل می کنه و دکتر میشه ولی دکتری که تو یه محله فقیر نشین به سر می بره و همیشه هشتش گرو نهشه. یه جایی خوندم که این رمان به صورت تقریبی زندگینامه نویسنده است و بخشهایی از اون واقعیه. دنیا از نظر نویسنده یه جنگل بزرگه. و وطن پرستی یه فریب بزرگ، توطئه حاکمان برای گرم نگه داشتن کوره های آدم سوزی(جنگ). در کل نگاه بی پیرایه و خالصی به جامعه دور و برش داره. برای خوندنش باید وقت گذاشت. نمیشه سرسری خوندو رد شد. از اون کتاباس که باید آهسته آهسته هضمش کرد. در عین حال داستانیه و بازی های روشنفکرانه نداره و روون و سلیس نوشته شده.
بخونید نخوندید هم با شخم چپ متئو مسی طرفید. از ما گفتن بود:)))
سفر به انتهای شب، انتشارات جامی، مترجم:(مرحوم) فرهاد غبرائی
پ.ن: نویسنده تو عکس پست قشنگ می تونه از ترفند یه طوطی دارم نویسنده است استفاده کنه:)))



