سلام 

عبدالچخماق قاشقچی هستم(عبدالچخماق تر از چیزی که فکر میکنید)

امروز میخوام باهاتون به المان سفر کنم و یه سری به ورزشگاه و تیمی که داره تمرین میکنه بزنیم 

در ماشین هواداران پرشور بایرن را میبینم که دارند تیم را برای فردا تشویق میکنند 

یکی از ته دل فریاد میزند:بدو بدو هلو شلیل ارزون بیا اینور بازار 

یکی دیگر عربده میکشد:بیشعور گفتی فقط ۲۰ ثانیه جق میزنی شامپو و گوشی رو بده به من 

ناگهان اتوبوس تیم  سر میرسد 

مردم با پرتاب تخم مرغ و تخم انسان به اتوبوس و فریاد:کواچ کواچ حیا کن بایرن مونیخو رها کن، به تیم امید میدهند...

وارد استادیوم بزرگ الیانز ارنا میشوم 

واقعا زیبا و بزرگ است 

وارد قسمت اداری میشوم 

در این جای زیبا یک نفر گند میزند و او گنابریست

_ هوی اشغال اینجا نرین 

_ گمشو بیشعور اب قطعه 

بعد از کل کل با گنابری وارد جلسه تمرین میشوم 

کواچ:به به جناب قاشقچی برادر مرحوم خاشقچی 

_سلام 

_بفرمائید بنشینید 

_ممنون 

کواچ نکات تاکتیتی  را میگوید 

_فقط ضد فوتبال 

شعار ما این است 

که تاکتیک ما دفاعی است 

بازیکنان کف میزنند و از جلسه تمرینی خارج میشوند 

همان موقع گنابری سر میزند 

کواچ:خب عملیات با موفقیت انجام شد؟

_اره

_ابم از شیر آب اونجا استفاده کردی دیگه؟

_کدوم شیر اب؟

_هیچی 

اکنون از جلسه خارج میشوم و به راه میفتم 

در راه به کیمیش میرسم 

من:جوووون بخورمت 

ناگهان صدایی میاید 

دینگ دینگ بوق بوق 

کیمیش:الو ویدال گفتی کون من فقط واسه خودت باشه 

الان یکی اومده میگه جووووون بخورمت 

ناگهان میدوم چون میدانم اگر بمانم کون من هم مال ویدال میشود 

راه میفتم

من:ریدم به این باشگاه 

ناگهان بواتنگ مثل گوریل جلوم ظاهر میشود

بواتنگ:چی گفتی نفله؟

_گوه خوردم 

_ حیف که یار قدیمیم هوملس نیست وگرنه...

_گوه خوردم

_برو گمشو 

فرار میکنم 

ناگهان ویدال را میبینم 

ویدال:کی به اموال من دستبرد زده؟ 

جوری جفتک میندازم که انگار کسی در کونم فلفل ریخته

ویدال:تو ؟؟؟

من نقطه چین بخورم به اموال شما دست بزنم 

بعد از این که ویدال میرود باز هم فرار میکنم 

در راه نویر را میبینم 

من:سلام من...

_میشناسمت 

_سلفی 

_باشه 

بعد از سلفی باز هم فرار میکنم چون ضایده ای از زیر شورت نویر بیرون زده بود 

بعد ار فرار اولرایش را میبینم 

من:بیشعور 

_چرا؟

_لرد

بعد از گفتن این کلمه ها فرار میکنم

دلیلی نداشت برای قافیه گفتم 

در راه مولر و کوتینیو رو میبینم 

مولر: تو سایت طرفداری یکی نوشته بود اشکال نداره بارسایی ها بهتون زیدان قرض میدیم سی ال ببرید 

کوتینیو:بهش بگو کچل که سی ال نمیبره باید داور بدید(نقل قول از دوستان) 

من:ژوووون کوتینیو من کرگدن دارم روپایی میزنه یه طوطی دارم سیگار می کشه بیا خونمون ببینش 

ناگهان مولد یقه ام را میگیرد 

دینگ دینگ بوق بوق 

مولر:الو هوملس؟

اون صدای چیه؟

_هیچی صدای رویس هست داره اه اه،میکنه 

_خب میخوام بهت بگم این عبدالچخی (لقبم) پررو شده به عزیزمون تیکه می ندازه 

حیف که رفتی وگرنه...

_ایییی

_کوفت درد 

_کی بود؟

_هیچی رویس بود 

_باشه اگه تو بودی...

دیگر نشنیدم چه میگویند چون فرار کردم 

در راه کواچ را دیدم 

من:سلام سلام 

_سلام?

_ایا شما از اصول کامبکیسم چیزی میدانید؟

_خیر باید از والورده بپرسید 

_بله

_ اما من از روش ضد فوتبال میدانم

_ممنون 

اینبار فرار نکردم اما جوری کواچ کونم گذاشت که از اینکه فرار نکردم پشیمون شدم 

کواچ: بیشعور منو مسخره میکنی؟

_من  غلط بکنم

_ از من میپرسی کامبکیسم چیه؟

_ ببخشید اه ابا شما از اصول نگهداری مو چیزی میدانید؟

_بیشعور اینو باید از زیدان بپرسی چون اون موهای قشنگی داره 

کواچ ۲ دقیقه با من حال کرد و بعد که فرار کردم دیدم دارد جق میزند 

احتمالا با من حال کرده

چی؟

اره پولشو حساب نکردم 

باشه 

بقیش رو تو،قسمت ۲ میگم خدانگهدار

........................

خب به پای داستان های والورده هم نمی رسید اما امیداوارم لذت ببرید