هيئت ما ٦ تا علم داره
بعد ٥ تاش دو نفره هست
يكي بزرگ و يه نفره
اينارو فردا صب برميداريم ميريم كجا؟ميريم ميدون عزاداري
اون ٥ تا رو كسي طالب نيس
ولي احتمالا اون يدونه بزرگ،سرش يه عاشوراي ديگه رخ ميده
و البته يكي از اعضاي درگيري،خود منم:/
شما هم چنين داستان هايي داريد؟



