شعر از خودمه:)

.

تا تو هستی دل من در هوس آبی نیست

بعد تو در دل من جز غم و بیتابی نیست

من چه گویم به تو ای ماه دلم ای قمرم

که به جز صورت نازت غزل نابی نیست

تو همان آب زلالی تو بمان در خیمه

گریه ی اهل حرم از غم بی آبی نیست

خجل از آن لب خونین نو شد آب زلال

بعد از روز همین آب دگر آبی نیست

شده خم قامتش و قرص قمر ایجاد شد

بعد از آن هیچ شبی یک شب مهتابی نیست...:(

.

التماس دعا❤