با اومدن مربی ناشایستی مثل والورده نظم از بارسلونا رفت.

و هنگامی که  نظم از بین بره تراژدی به وجود می آد اونوقته که انسان ها دودسته میشن

دسته اول افرادی که همچنان به نظم معتقدند و با برگشت به نظم تراژدی را مغلوب میکنن

و دسته دوم افرادی که در این تراژدی به سرخوردگی های خودشون دامن میزنن و لاجرم خیال خام می‌بافن در اوهام گام برمی‌دارند در تاریکی به بیراهه ره می سپرند و در نهایت.......

مغلوب تراژدی ای میشن که خودشون خالقشن

متاسفانه باید بگم در  این بحبوحه داستان تراژدیک و غم انگیز بارسلونا و ترک برداشتن ستون هایی که کرایوف فقید در این تیم پایه گذاری کرده 

مدیرانمون جزو دسته ی دومند

و اگه بی نظمی از این تیم نره چیزی جز یک مخروبه از نیوکمپ باقی نمیمونه?

روزتون خوش?

ببخشید اگه متن بد بود وقتی ناراحتم باید یه چیزی بنویسم?