تولد ؛ کلید واژه ای که هفتاد و چهارمین مرتبه برای آبی ها به کار می رود.

راستی برای شما چندمین سال است ؟ دقیقا چرا و از چند سالگی استقلال را برای عاشقی انتخاب کردیم ؟

اصالت ؟ افتخارات ؟ اشخاص ؟ هرکدام از این موارد می تواند دلیلی برای شروع باشد اما با گذر زمان افتخارات و اشخاص رنگ می بازد، آبی هستی چون اصالت دلت آبیست.

با نگاه به تاریخچه ی آبی ها به سادگی متوجه می شویم که ویترین پر افتخار تاج هیچ آرزویی ندارد مگر تکرار افتخارات داخلی و خارجی ، شاید نزدیک ترینش ایستادن بر بام آسیا برای سومین بار باشد تا بتوانیم خاطراتش را برای فرزندانمان نقل کنیم.

پدرم مرا با  ناصرخان آشنا کرد. برای منی که آنقدر خوش شانس نبودم تا بازی هایش را از نزدیک ببینم، لذت دیدن فیلم بازی هایش دوچندان بود.

از منصور خان برایم گفت که اگر او نبود تیم مورد علاقه اش را نابود می کردند و آنجا بود که فهمیدم هیچ کلمه ای به اندازه  "پدر" لایق و شایسته ایشان نیست.

من نیز به رسم وظیفه کوله باری از خاطرات برای فرزندانم خواهم بود. از گرفتار شدن شاگردان ناصرخان در باتلاق آزادی و از دست رفتن قهرمانی آسیا در شبی که جام فقط چشمکی زد و رفت، از گل ثانیه های پایانی مشهورترین یاغی شهر آبی به الاتحاد در جهنم آزادی و اشک های جواد خیابانی هنگام گزارش خواهم گفت. از " هفت مقدس " قطعا نمی گویم که مبادا ناخواسته کم بگذارم، اجازه میدهم خودشان ببینند و او را بشناسند. این ها را گفتم تا بگویم که تولدش ،  ستاره های بسیاری را متولد، دل های بسیاری را شاد و قلب های بی شماری را آبی کرد و همچنان ادامه دارد.

تولد ۷۴ سالگی ات هم راستا با تولد همه عاشقانت است چرا که آبی متولد شدیم. تولدمان مبارک. " علیرضا بابک "