طرفداری- 1- بردن دربی آن هم در اوایل فصل میتواند به مثابه یک آدامس باشد که ابتدا با طعمش مجذوبتان میکند و دست آخر با پوچگرایی از خجالتتان در میآید. چنین حکایتی مصداقی صد در صدی از برد پرسپولیس در دربی این فصل دارد. آنجایی که مشکلات آشکار تیم زیر فشار هشتگها و استوریهای فاخر سرکوب شد. سرخها در حالی که باید به فکر تعمیر بنای بوینس آیرسیشان میبودند، بیخیال به آینده، پایکوبی کردند و به رقبایشان میتاختند. غافل از آن که همان رقبا پشت در انتظارشان را میکشند. انتظار برای انتقامی که سالهاست درخت آن ریشه دوانده! و چه چیزی بهتر از یک رقیب بیخیال برای قلعهنویی و تیم پرزرق و برقش سراغ دارید؟ در پایان قصه دراماتیک ما، پرسپولیس میماند و ساقهایی خسته و پراسترس که از قضا یحیی گلمحمدی به آن بیمیل نیست.
2- بله درست است؛ مقایسه کیفیت سال سوم تیم برانکو با کالدرون، شاید ظالمانهترین تازیانهای است که میشود به بدنه پرسپولیس فعلی زد. اما نباید همین مورد باز هم دستاویزی شود تا یک عده دوباره چشمشان را روی جدیترین نقاط ضعف تیم ببندند. خودتان خوب میدانید که کالدرون یکی از باثباتترین تیمهای لیگ را تحویل گرفتهاست؛ در حالی که برانکو با دوجینی از تازهواردها و البته اخراجی فصل را شروع کرد. مطمئناً جدیترین چالش آن زمان پیرمرد کروات عدم هماهنگی بود، در حالی که بازیکنان فعلی پرسپولیس مدت زیادی است در کنار هم توپ میزنند و سرد و گرم روزگار را میچشند. گذشته از همهی این موارد، نمیشود پرسپولیس هجومی و خوش فرم لیگ پانزدهم را با تیم خوابآور فعلی مقایسه کرد. تنها کافیست زوج طارمی و علیپور آن زمان و زوج فعلی خط حمله را از نظر بگذرانید. نه جونیور چشمهای از طارمی دارد و نه علیپور مثل سابقش توپ می زند.
3- با تمامی این تفاسیر، هوادارن باید با پتک به جان کالدرون و رفقایش بیافتند؟ البته که نه! نسخه کروات و آرژانیتی پرسپولیس شاید تفاوتهای اساسی با هم داشتهباشند، اما هر دو از نظر نیاز به حمایت و پشتیبانی شبیه هم هستند. شاه کلید حمایت چیزی است که فقدانش برانکو را از عربستان فراری داد و وجودش سرمربی فعلی را به آینده امیدوار کردهاست. سرخها با حمایتهایشان از بوسه قعر جدول به یک قدمی تخت پادشاهی فوتبال ایران رسیدند. حال اگر هوادار همان هوادار است میشود امید داشت که موتورعلیپور روشن و هافبکهای تیم بهخودشان بیایند. هر چه باشد کالدرون روزگاری در فوتبال عربستان که آن هم چند قطبی است هرگز عاجز نبوده! چنین نکتهای حتی برای استقلال هم از نان شب واجبتر است. آنها علی رغم خوب بازی کردن نتیجه نمیگیرند و قعرنشیناند. اگر سایه پشتیبانی را از تیمهای پایتخت بردارید، آن وقت است که هر دو زیر آفتاب سوزان این روزهای فوتبال ایران خواهند سوخت.



