سناریو اول؛ گذشته فوتبالی و مربیگری امیر قلعه نویی
اردشیر (امیر) قلعه نویی، بچه نازی آباد، متولد 1342، فوتبال خود را در تیم راه آهن آغاز کرد، سپس به شاهین رفت و در سال 66 به السد قطر پیوسته و در میانه راه با جدایی از این تیم به استقلال پیوست و تا پایان دوره فوتبالش یعنی سال 76 در این تیم توپ زد.
قلعه نویی سپس مدتی از فوتبال دور بود تا اینکه به درخواست ناصرخان حجازی به استقلال پیوست تا کم کم مدارج مربیگری را طی کند، سپس با جدایی از استقلال به تیم هایی نظیر کشاورز و استقلال اهواز پیوست و به عنوان سرمربی در این تیم ها فعالیت کرد.
سپس در سال 82، زمانی که باشگاه به بن بست خورده بود، قلعه نویی با شعار جوانگرایانه خود به استقلال بازگشت و در برنامه سه ساله خود این تیم را به قهرمانی در ایران رساند و سپس جایگزین ایوانکوویچ بخت برگشته در تیم ملی باشد تا عملکردی نه چندان شایان را در مالزی به جای گذاشته و برکنار شود!
سپس یک نیم فصل در کرمان بود و به استقلال بازگشت و این تیم را قهرمان کرد و باز دوباره از این تیم جدا شد و به سپاهان و تراکتور رفت تا اینکه فصل گذشته پیرو رفت و آمدهای پینگ پنگیش به استقلال باز هم سکان هدایت این تیم را به دست بگیرد.
سناریو دوم؛ اخلاق های خاص قلعه نویی!
مبارزه با بازیکن سالاری:
در برههای به خاطر اختلافی که با مهدی کیانی هافبک تراکتورسازی داشت، او را از تیم اخراج کرد و دلیل آنرا مخالفت با بازیکن سالاری و باج ندادن به بازیکن اعلام کرد: «متأسفانه بازیکنان ما هنوز نمیدانند که باید تفکر حرفهای داشته باشند و در هر شرایطی به تصمیمات مربیان خود احترام بگذارم و من هم نمیتوانم با چنین بازیکنانی کنار بیایم. از همین رو کیانی را به باشگاه واگذار کردم و او حق حضور در تمرینات ما را ندارد چون بی انضباطی کرده است.»
او به مدت ۱۶ هفته به کیانی اجازه تمرین نداد و از مدیریت تیمهایی که سعی در جذب کیانی در دوران محرومیتش داشتند، انتقاد کرد.[۶۴] در جریان اعتراض مجتبی جباری به تعویضش در بازی استقلال در عربستان نیز او را - در زمانی که استقلال در کورس قهرمانی بود - یک ماه از حضور در تمرینات تیم استفلال محروم کرد.
در دی ماه ۱۳۹۱ هم در دیدار استقلال و آلومینیوم در بندرعباس در چارچوب لیگ برتر، جواد نکونام کاپیتان تیم ملی را که در دو جلسه از تمرینات استقلال غیبت غیرموجه داشت، به مدت ۹۰ دقیقه روی نیکمکت نشاند و به او اجازه بازی نداد.
عملکرد ضعیف در تیم ملی و دفاع پیاپی از عملکردش:
او بارها فردوسی پور را به اجنبی پرستی متهم کرد، چرا که بلافاصله پس از شکست برابر کره در برنامه 90 با حضور حاج رضایی به گفته قلعه نویی برای او مراسم محاکمه ای برگزار کردند، ولی آیا آقای قلعه نویی شما در 90 دقیقه برابر کره حرفی برای گفتن داشتید؟ آن هم یکی از ضعیف ترین کره های تاریخ!
چرا هر جا نشستید صحبت از پنالتی مهدوی کیا کردید؟
آقای قلعه نویی هیچگاه نپذیرفت که آن مسابقات با داشتن یکی از بهترین تیم های تاریخ کشورمان چرا انقدر نا امید کننده بود، چرا بازیکنی نظیر عنایتی باید فیکس باشد، آن هم در پست وینگر چپ!
سناریو سوم؛ ماجرا های خرید های عجیب و پر سر و صدا!
نیکبخت ها، رامین محرم نژاد ها، میثم بائو ها، محمد مهدی نظری ها، حسین علوی ها، ابراهیم تقی پور ها، هوتن قلعه نویی ها و ... بارها و بارها در بهت خبری به استقلال پیوستند تا حسابی هواداران را شوک زده کنند!
شاخه گلی برای تیم رقیب!
يكي از اولين خريدهای جنجالی امير قلعه نويي در مسابقات ليگ برتر، جذب رامين محرم نژاد بوده است. گلوی سرمربي كنونی استقلال در حالی پيش مدافع سابق شموشك گير كرد كه در يكی از حساس ترين مسابقات ليگ چهارم حرفه ای، همين بازيكن پايه گذار گل ديرهنگام آبي پوشان در زمين تيم نوشهري از كار درآمد؛ در آن مسابقه استقلال – شموشك و در حالی كه شاگردان قلعه نويی در آخرين دقايق از گشودن دروازه حريف نه چندان قدرتمند شان عاجز مانده بودند، محرم نژاد با يك پاس به عقب اشتباه و فراموش نشدنی، سياوش اكبرپور و رضا عنايتی را در حالت دو به تك با دروازه بان شموشك تنها گذاشت. حاصل اين اتفاق هم پاس سيا به رضا و فتح سه امتياز بسيار حياتی برای استقلال در كورس قهرمانی بود. اتفاق عجيب تر اما در تابستان آن سال رخ داد؛ جايی كه قلعه نويی همين رامين محرم نژاد را براي استقلال خريد و در تمام طول سال حتی يك دقيقه هم به او بازي نداد. به اين ترتيب مدافع اسبق تيم شمالی كه يك فصل سكونشين با شماره 19 استقلال را تجربه كرده بود، از اين تيم جدا شد و بعدها خبر چندانی در مورد او به گوش نرسيد.
يك خريد ديگر برای همنشينی با امير!
استقلالی ها در ليگ هفتم روزهای سختی را گذراندند و به رتبه ای بهتر از سيزدهمی دست پيدا نكردند. در اين شرايط همه اميد آنها به مسابقات جام حذفی معطوف شده بود؛ آنجا كه با قلعه نويی تازه وارد، كسب عنوان قهرمانی و اعاده حيثيت خودشان را انتظار مي كشيدند. در فصلی كه مطابق مقررات مسابقه فينال به صورت رفت و برگشت برگزار مي شد، پگاه و استقلال به ديدار نهايی رسيدند. بازي رفت را رشتی ها در كمال تعجب با نتيجه ايده آل يك بر صفر و بدون دريافت گل در خانه، بردند و به همين دليل به نظر مي رسيد مسير همواری براي كسب اين افتخار تاريخی داشته باشند. با اين همه، برخي از ستاره هاي آن روز پگاه در مسابقات برگشت نمايش بسيار ضعيف و دور از انتظاری ارايه دادند كه از آن جمله می توان به ابراهيم تقی پور اشاره كرد. اين مدافع وسط شمالی آن روز در قلب خط دفاعی تيمش كاملا متزلزل ظاهر شد و يكي از عواملی بود كه به پيروزی سه بر صفر آبی ها در وقت های اضافه كمك كرد. پس از اين اتفاق، تقی پور پا به سن گذاشته هم در ميان موجی از شايعات به استقلال آمد. جالب اينكه او نيز در ليگ هشتم چندان فرصت بازی به دست نياورد و بيشتر وقتش به همنشينی با امير، روی نيمكت استقلال گذشت!
ماجرای پیوستن نظری به استقلال
جریان نظری را هم که همگی به یاد داریم، محمد عاری بعد از دیدار فجر و استقلال در کنفرانس خبری رو به خبرنگاران فریاد زد: «مهدی نظری فصل دیگر در همان تیمی توپ میزند که قلعهنویی سرمربی آن است.»
ایمان موسوی
موسوی با سر و صدایی زیاد به استقلال پیوست و عملکردی فوق العاده در این تیم داشت، ولی خیلی خودجوش نیمکت نشین شد...
پسری که سوگلی قلعه نویی بود، ناگهان نیمکت نشین شد و پس از یک نیم فصل در لیست فروش قرار گرفت؛ اتفاقات زیادی پیرامون موسوی وجود داشت که خیلی ساده و روشن هستند، اگر آنها را فراموش کردید می توانید مصاحبه امروز نکونام را دوباره بخوانید تا متوجه شوید آن فوتبالیست جوانی که نکو می گفت چه کسی بوده؟
سناریو سوم؛ مقابله با محبوبیت بیش از اندازه با اسطوره ها و بازیکنان
اسامی بلند بالایی در این لیست به چشم می خورند، منصوریان،جباری، مجیدی، پیروز قربانی، نکونام، رحمتی و در راس آنها ناصرخان حجازی که مشکل این دو بر هیچ کس پنهان نبوده است.
جالبی کار اینجاست که این بازیکنان همگی به هر علتی خیلی خودجوش هر یک به نحوی یا از فوتبال خداحافظی کردند یا از استقلال کنار رفتند یا کنار گذاشته شدند!
ماجرای قلعه نویی و جباری در تبریز، مصاحبه های او و مجیدی در رسانه ها بر علیه یکدیگر و اخیرا هم ماجراهای رحمتی و نکونام ما را بیش از پیش به مشکل سرمربی استقلال با ستاره های محبوب تیمش مشکوک کرده است!
ماجرای سوری حضور امیرخان و حضور ایشان در بیمارستان برای عیادت از ناصرخان را هم هیچ کس فراموش نکرده است!
قبل از مرگ ناصر حجازی و هنگامی که وی در بیمارستان کسری بستری بود، به عیادت وی رفت که در ابتدا گروهی از هواداران ناصر حجازی مانع ورود او به بیمارستان شدند، اما با دخالت نیروی انتظامی خود را برای عیادت به اتاق ناصر حجازی رساند...
اما پس از مرگ ایشان روز از نو، روزی از نو... باز هم دو مکتب حجازی و قلعه نویی شکل گرفت!
سناریو چهارم؛ مکتب ( بخوانید بــاند ) قلعه نویی
آقای قلعه نویی معمولا به هر تیمی می روند با خود یک سری افراد مشخص را جا به جا می کند، چه در کادر فنی و چه در کادر بازیکنان؛ مشخصا این ها حق مسلم هر سرمربی است، ولی ...
به این اسامی توجه کنید:
کریم بوستانی،ایمان عالمی، ستار همدانی، حمید بابازاده، میثم بائو، سیاوش اکبرپور، هاشم بیگ زاده، امیر حسین صادقی، اخیرا هوتن قلعه نویی پسر امیر و ...
نباید از رابطه تنگاتنگ امیرخان با لیدرهایش هم چشم پوشید، همان ها که تمام حرکاتشان خودجوش است، ولی وقتی بنری از ناصرخان و یا بنری به مخالفت از او بالا می برند، می شوند "اهل کوفه"!
اما این ها همه افرادی در صحنه هستند و خیلی ها پشت صحنه هستند که ما آنها را نمی بینیم، کنفرانس خبری پرسپولیس - استقلال را به یاد بیاورید، جمله معروف "علی"!
و طی سال های اخیر که به گفته اکثریت جامعه فوتبالی دوستان ایشان کسانی نبودند جز دلال هایی نان به نرخ روز خور...!
جناب استاد قلعه نویی می شود برای مان شرح دهید عکس زیر متعلق به چه شخصی است؟
چرا در تمام اردو ها حضور دارند؟
ایشان در باشگاه چه سِمتی دارند؟!
نتیجه گیری
طی روزهای اخیر صحبت هایی در مورد حواشی اطراف قلعه نویی و رفقایش زیاد شده است، شاید باز هم لازم باشد عادل برنامه ای در مورد دلال بازی در 90 راه بیاندازد، ولی نه، مردم بهترین قاضی ها در این فوتبال نه چندان ضد عفونی شده ما باشند...
اما با همه این ها برخی صحبت ها توسط یک سری بازیکنان علیه قلعه نویی مطرح شده، همچون بائو، اکبرپور، مجیدی، نکونام و جباری مطرح شده، به نظر شما این بازیکنان وجاهت کافی را برای مطرح اینگونه صحبت ها و به یک طرفه قاضی بردن قلعه نویی را دارند؛ مثلا جوادی که در تیم ملی هم کم حرف پشت سرش نیست! تازه در سی و چند سالگی فیلش یاد هندستون کرده و می گوید عاشق استقلال است و قبلا هم صحبت هایش قبل و بعد از کار کردن با یک سرمربی با هم تناقض داشته است، مثل صحبت هایی که زمانی علیه قطبی مطرح کرده بود و شاید اگر الان به استقلال پیوسته بود این حرف ها را مطرح نمی کرد.
یا مجیدی که حتی حسن نیتش برای هواداران هم ثابت نشده و بین دو مکتب حجازیسم و قلعه نوییسم سردر گم است! و یا در زمان و اوج نیاز باشگاه در زمان مظلومی تیم را قال گذاشت تا قهرمانی را با جایگاه سوم عوض کنند، یا فوتبالیست خاصی مثل جباری که پس از مدتی کش و قوس رفیق گلستان و گرمابه قلعه نویی شد.
در آنسو افرادی موجه همچون منصوریان و ناصرخان حجازی نشسته اند، که همگان از خصومت های قلعه نویی با این دو برخی هایی دیگر که ذهن یاری نمی کند با خبرند؛ این ها همه چیزی جز سرگیجه نصیب هواداران دو آتشه استقلال نمی کنند، که بالاخره باید جانب کدام را بگیرند؛ امیرخان و رفقا یا غیره!؟

رمزگشایی صحبت های نکونام؛ توهم جواد یا افتادن پرده عریانی ژنرال!
۹٬۰۶۰ بازدیدیکشنبه ۰۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۲۳:۲۲


