طرفداری- وقتی که ورزشگاه‌های‌مان هنوز سکوهای خالی فراوان دارد، وقتی که فوتبال‌مان سال‌هاست جام و مدال معتبری از آسیا به جیب نزده، یعنی یک جای کار می‌لنگد. اشتباه نکنید، مقصر فقط امکانات و زیرساخت نیست. گاهی مشکل از خود ماست. از تفکرهای خاک‌خورده‌مان!

1- البته که فوتبال ما حرفه‌ای و مدرنیزه است. مثلاً همین صفرهای قرارداد‌های‌مان، نمونه‌ای بارز برای نزدیک شدن به معیارهای اروپایی است؛ در این زمینه خیلی خوب از آن ور آب الگو گرفتیم وتازه نوآوری هم به خرج دادیم و با بندها و پاداش‌های عجیب شعله این آتش را زیادتر کردیم. ولی رابطه میان فوتبال‌مان و مفهوم حرفه‌ای بودن همینجا تمام می‌شود. کلاً عادت‌مان است که حرف‌های‌مان را بیرون زمین می‌زنیم و داخل آن طرز تفکرمان تفاوتی با سبک کلاسیک ندارد. جدیدترین نسخه این فیلم کسالت‌بار روی پرده‌های سینمایی خاک خورده لیگ نوزدهم به اکران درآمد. دیداری که بیشتر مثل یک زنگ خطر برای رتبه اول فوتبال آسیاست.

2- می‌دانید مشکل کار کجاست؟ جایی که برای سرکوب شهامت‌مان واژه احتیاط را پیش کشیدیم. البته احتیاط در گل نخوردن و زیبا بازی کردن، وگرنه برای خطا روی بازیکن حریف چنین عبارتی صدق نمی‌کند، حالا یک دنده‌ای وسط این کار شکست و رباطی هم پاره شد ؛ طبیعت فوتبال است لابد!

3- کسی منکر فوتبال تدافعی نیست. روزگاری این متد در ایتالیا جواب داد و حتی نزدیک بود معجزه روسیه را برای تیم ملی‌مان خلق کند. اما انصافاً چنین روشی با فوتبال تخریب و شعاری معجون درستی تحویل‌تان نمی‌دهد. این که برای یک پرتاب اوت ساده یا ضربه دروازه ژست گرفت و وقت را هدر داد هیچ کجای دنیا حتی دورافتاده‌ترین نقطه آن هم مورد حمایت نیست. چه دلیلی دارد یک مربی ساده برای چند ثانیه قاب تلویزیون جلوی دوربین رقص باله برود و شعار دهد؟ مصداق حرف ما تیم خاصی که بخش عظیمی از سطح اول فوتبال کشورمان است. بارزترین نمونه آن را هم می‌شود دربی امسال نشان داد؛ جایی که یک دوجین ستاره با ترس و احتیاط عجیب خیانت بزرگی به خودشان، فوتبال‌شان و هوادارشان کردند. واقعاً چند نمونه فوتبال هجومی مثل پرسپولیس-سپاهان فصل گذشته و استقلال-ذوب آهن این فصل سراغ دارید؟ عمق فاجعه را از این تعداد انگشت‌شمار بپرسید.

4- تقریباً هیچ تیمی مبری از ارائه چنین فوتبالی نیست. از سرخابی‌های پایتخت گرفته تا پایین جدولی‌ها و تیم های سطح‌ nام فوتبال‌مان ژن چنین تفکری را در خود دارند. چه بسا اگر با وسوسه ترس و احتیاط کنار می‌آمدیم در برابر آن چشم بادامی‌ها تسلیم نمی‌شدیم و امید‌های‌مان به المپیک قلع و قمع نمی‌شدند. چنین سبکی از فوتبال مثل تزریق انسولین به یک فرد دیابتی‌ است؛ تاثیرگذار اما موقت! باید چشم‌مان را باز کنیم و جراحی این تومور مخرب را به درمان‌های مقطعی ترجیح دهیم.