شعر: مهدی اخوان ثالث آهنگساز و نوازنده سنتور: پرویز مشکاتیان

.

.

.

 

این شعر در سال ۳۸ سروده شده است. شش سال از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ می گذرد و اخوان زندان را گذرانده است ...

این قطعه شامل دو قسمت است. قسمت اول که روحیه اخوان را نسبت به حزب و انقلاب نشان می دهد. می داند که سرانجام حزب خیانت کرده اند و دیگر از آنها نومید است و به پیام آورشان هم بی اعتنا. این حالت در قسمت اول به خوبی تصویر شده است:

قاصدک! هان چه خبر آوردی؟ / از کجا، وز  که خبر آوردی؟/ خوش خبر باشی، اما، اما/ گرد بام و درِ من/بی ثمر می گردی.// انتظار خبری نیست مرا/ نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری- باری/برو آنجا که تو را منتظرند/قاصدک/در دل من همه کورند و کرند// دست بردار از این در وطن خویش غریب/ قاصدِ تجربه های همه تلخ،/ با دلم می گوید./ که دروغی تو دروغ/ که فریبی تو فریب.//

تا اینجا بیانگر نومیدی و بی انتظاری اخوان از همه جا است اما لحن نشان می دهد که آزرده خاطر است مثل اینکه از معشوق بی وفای خود شکوه می کند و دیگر حرفهای او را باور ندارد. اما هنگامی که قاصد پشت می کند ببینید چه میل به حضور یار در او زبانه می کشد و به اندک حضور او راضی است به همین قدر که او بداند که هنوز خبری هست راضی است.

قاصدک! هان ولی آخر ای وای/ راستی... آیا رفتی؟ با باد/ با توام آی کجا رفتی آی.../ راستی آیا جایی خبری هست هنوز/ مانده خاکستر گرمی جایی / در اجاقی طمع شعله نمی بندم - خردک شرری هست هنوز؟

قسمت سوم هنگامی است که دیگر قاصدک رفته و اخوان با خود می گرید. هنوز حکایت را دوست دارد، از بی وفایی ها رنجیده است؛ خیانت به جوانان او را دلسرد کرده است ولی مگر می شود همه ی آن کوشش ها و تلاش ها را یک مرتبه فراموش کرد.

قاصدک (ولی قاصدک نمی شنود و این را در درون با خود زمزمه می کند)/ ابرهای همه عالم شب و روز / در دلم می گرید ...  

# تحلیل از یدالله قرایی / چهل و چند سال با اخوان