دکتر جهانشاه درخشانى متولد ۱۳۲۳ خورشیدى در تهران، معمارى و شهرسازى را تا مقطع فوق لیسانس در دانشگاه اشتوتگارت آلمان خوانده است. بیش از بیست سال است که به پژوهش هاى تاریخى و زبانشناسى در آلمان پرداخته و در این میان مدرک دکتراى خود را در رشته تاریخ و با تمرکز بر تاریخ خاور باستان از دانشگاه دولتى ایروان گرفته. درخشانى کتاب ها و مقالاتى در رشته خاورشناسى و به ویژه تاریخ کهن ایرانیان نوشته و منتشر کرده که آخرین این پژوهش ها حدود پنج سال پیش به زبان آلمانى منتشر شد که بازگوکننده همین نظریه مهاجر نبودن اقوام آریایى به فلات ایران است. •نام و موضوع تحقیق کتاب شما آنقدر در ایران ناشناخته است که لازم است پیش از هر چیز خودتان درباره آن توضیح بدهید. نام کتاب مورد بحث «آریاییان، مردم کاشى، امرد، پارس و دیگر ایرانیان» و موضوع آن بررسى تاریخ اقوام ایرانى پیش از دوران تاریخى است، یعنى دورانى که از دیدگاه تاریخ شناسان دوران ناشناخته اى است و اقوام غیر ایرانى در ایران مى‌زیسته‌اند. این کتاب درباره اقوام ایرانى و ایرانى زبان و آریایى تبار است که در دوران پیش از تاریخ _ یعنى از هزاره چهارم تا دوم قبل از میلاد _ در این سرزمین مى زیستند و زندگى آنها را بررسى مى کند.

•چه شد متوجه خلاء موجود در این بخش تاریخ نگارى ایران شدید و اندیشه این پژوهش از کجا شکل گرفت؟ پیشینه این پژوهش ناچیز و در حد صفر است. چرا که بیشتر تاریخ نویسان بر این اعتقاد هستند که ایرانیان در آن دوران در ایران نمى زیسته اند و از جاى دیگر به ایران آمدند، به این جهت اقوامى که از پیش در ایران مى زیستند کاملاً ناشناخته اند. در حالى که در ایران حتى از هزاره ششم قبل از میلاد آثار تمدن به دست آمده است ولى در سطح جهانى درباره پیشینه اقوام ایرانى، تاریخ، خاستگاه و حضورشان در صحنه تاریخ تا به حال کارى صورت نگرفته و در واقع تاریخ ایران از زمانى آغاز مى شود که اولین بار مورخین آشور در مورد مادها، پارس ها و آنگاه از هخامنشى ها گزارش کردند. در سطح جهان این نخستین بارى است که درباره اقوام ایرانى در فلات ایران و خارج از آن و در دوران قبل از تاریخ، پژوهشى صورت مى گیرد. •کتاب شما این فرضیه رایج را که آریایى ها قوم مهاجر به فلات ایران بوده اند نقض مى کند. این تفکر که آریایى ها مهاجرینى به فلات ایران بوده اند از کجا و با چه استدلالى شکل گرفته که شما خلاف آن را مطرح مى کنید؟ حضور آریایى ها در فلات ایران طبق نظر رایج در جهان از اواخر هزاره دوم قبل از میلاد و کمى پیشتر پنداشته مى شود و همه جا همین طور مورد قبول بوده است، اما دلایلى که براى این مهاجرت _ بدون ذکر مبدأ - عنوان مى شود پایه و اساس علمى ندارد. مثلاً عنوان مى شود که در متن هاى آشورى نام قوم ماد و پارس اولین بار در قرن هشتم و نهم قبل از میلاد ذکر مى شود، پس پنداشته مى شود که این دو قوم باید کمى زودتر از آن به ایران مهاجرت کرده باشند. این نظریه در این کتاب رد مى شود. شواهدى هست که حتى همین دو قوم ماد و پارس در دوران بسیار کهن، یعنى از هزاره سوم ق م در ایران حضور داشته اند. این ایده مهاجرت در آغاز و در حقیقت برگرفته از اندیشه فاشیسم اروپایى است که در اواخر قرن نوزدهم رواج پیدا کرده و مدعیست که خاستگاه آریایى ها شمال اروپا بوده است، یعنى نژادى سفید پوست، زردمو و بور که از آنجا به کشورهاى شرقى مثل ایران و هندوستان مهاجرت کرده اند. ولى تا به حال هیچ مدرک منسجمى که نشان دهد آریاییان از اروپا به ایران آمده باشند عرضه نشده است و حتى خود اروپاییان هم دیگر به این مسئله اعتقاد ندارند و در منابع جدیدتر خاستگاه هاى دیگرى نظیر آسیاى میانه، جنوب روسیه و آسیاى صغیر یا حتى بین النهرین براى آریایى ها در نظر گرفته مى شود و فقط فلات ایران است که تا کنون در این مورد مطرح نبوده است.

اکنون این کتاب که به زودى متن فارسى آن منتشر مى شود اثبات مى کند که خاستگاه اصلى آریایى ها فلات ایران بوده و تمامى کوچ ها از این فلات به جاهاى دیگر صورت گرفته است. در این پژوهش حضور آریاییان در این فلات از نظر زبانشناسى از هزاره چهارم، و از نظر باستان شناسى تا هزاره هاى نهم ق م پیگیرى مى شود. •در کتاب مطرح کرده‌اید که آریایى‌ها از اروپاى کنونى به ایران نیامده‌اند. آیا این قوم از محل دیگرى به ایران مهاجرت کرده‌اند یا خاستگاه آنها از ابتدا در ایران بوده است؟

در این مورد باید شواهد مختلفى بررسى شود. چون یک شاهد علمى مثل زبانشناسى یا باستان شناسى به تنهایى پاسخگو نیست. در این کتاب از روش خاصى براى انباشت شواهد بهره گرفته شده و از بخش هاى مختلف دانش به ویژه دانش دیرینه شناسى از جمله دانش هواشناسى، کان شناسى، اسطوره شناسى و البته زبانشناسى و متن شناسى استفاده شده است. مجموع این شواهد یک ایده و فکر را القا مى کند که به هر حال این اقوام در پایان دوره یخبندان که حدود ۱۰ هزار سال قبل از میلاد بوده، در ایران مى زیسته اند. با توجه به اینکه هر چه به گذشته برگردیم هوا سردتر بوده بنابراین، این خاستگاه مى بایستى در جنوب ایران بوده باشد که هوا گرم تر بوده است و به تدریج با گرم تر شدن هوا این مردم به سوى شمال مهاجرت کرده و به مرکز فلات ایران رسیده اند و سپس به علت گرماى بسیار زیاد در میانه هزاره پنجم ق م به مناطق شمالى تا شمال اروپا مهاجرت کرده اند. شواهد علمى و تاریخى بسیارى وجود دارد که این اندیشه درست است. چرا که با تعقیب شواهد زبانشناسى و اسطوره شناسى مشخص مى شود که کهن ترین ریشه هاى زبان آریایى که هنوز در زبان هاى ایرانى موجودند، در زبان هاى شمال اروپا یافت مى شوند. اسطوره هاى ایرانى که شباهت بسیارى با اسطوره هاى هندى دارند، در بخش هاى آغازین بسیار نزدیک به اسطوره هاى اروپا هستند. از سویى تمامى اقوامى که به صورت پراکنده در جاهاى دیگر حضور داشته اند تنها در ایران متمرکز بوده اند. به این ترتیب منابع کهن تایید مى کنند که براى مردم آریایى خاستگاهى جز فلات ایران نمى توان متصور شد ولى در آغاز تمدن پراکندگى آریاییان به سمت شرق و غرب آغاز مى شود. در فاصله کوتاهى این اقوام تا فلسطین، سوریه و بین النهرین پیش مى روند. از طرف شرق هم تا فلات پامیر و حتى تا نزدیکى سرزمین کره پیش مى روند. در دوران بعد در راستاى غرب به شمال اروپا تا مرز فنلاند و از سوى دیگر تا شمال آفریقا پیش مى روند. این شواهد از طریق زبانشناسى و «وامواژه هایى» که از زبان آریایى در این زبان ها باقى مانده قابل پیگیرى است که در کتاب مفصلاً در این باره صحبت شده است.

پایان قسمت اول