▪️خواننده:  ویگن ▪️سراینده: پرویز وکیلی ▪️آهنگساز:  عطااله خرم  

نیمه شب آیی به خوابم ، پرسی از حال خرابم

نرم و شیرین می نهی پا ، روی چشم پر آبم

می فشانی گیسوان بر چهره ی من

می گذاری خود سر من را به دامن

می ربایی بوسه ی شیرین ز رویم

خود بر آری در دل خواب ها آرزویم

آه ، در میان گریه می پرسی ز من از آن لب نوش

باز ، این تو هستی نازنینم قدیم ها را فراموش

چون ز خواب ناز نوشین سر برون آرم سحرگاه

می کشم با یاد تو از سینه ی افسرده ام آه

عاشق دیوانه ی من ، با دل خونت چه سازم

بشنو این افسانه ام ، عاشقی آگه به رازم

نیمه شب در پرتوی مهتاب رخشان

بینمت آشفته و خاموش و گریان

می کشی چون سایه ی دامن به سویم

خسته و آزرده می آیی به کویم

آه ، اشک سوزان از سر مژگان به یاد من میفکن

آه ، بگذر از افسانه ی من ، عاشق من ، عاشق من

گرچه پنهان گشته رخسار تو از چشم تر من

کی رود عشق تو بیرون از دل غم پرور من