اختصاصی طرفداری- بچههای آنور آب فوتبال میبینند و جان میگیرند، این ور آب اما ما فوتبال میبینیم و جان میدهیم. نابینا شدن و سرشکستن تنها نمونه ای عادی از وضعیت این روزهای ورزشگاهها و مایحتوی آنهاست.

1- ولی تصدیق کنید هر چه قدر هم فوتبال فرنگیها به دلمان بنشیند، بازهم نمیتوانیم قید این زمین مستطیلی شکل گاهاً سبز رنگ خودمان را بزنیم. نه این بگوییم فوتبالمان عشق و تعصب دارد و فرنگ ندارد؛ این جملات افسانهای را لوچ کنید بریزید داخل سطل زباله، در جوار عبارت فدراسیون فوتبال 5 ستارهای! تمامی این ها را گفتیم که امیدوار باشید؛ به آن که روزی ورزشگاهها را فقط به قصد شریک شدن عشق به تیم محبوبتان بروید، نه بهخاطر اشتراک فیزیکی نفرتها با رقیب! که اگر چنین کنیم کارگردان نابترین فیلم امسال برروی پردههای خاک خورده سینماهایمان خواهیم بود. مثل مشهد و مردمانش که تازهترین بازیگر نقش اول فیلممان هستند.
2- گل دقیقه 95 شهرخودرو؛ مشهدیها میتوانستند با یک نارنجک و بزن بزن درست و حسابی با رقیب خامهای باشند بر روی کیک شیرین پیروزی. اما سکانس پایانی شورانگیزتر از این حرفها بود. یک طرف استادیوم یحیی است و خراسانیهایی که در اوج هستند، یک طرف هم هوادارهایی که بیرانوند و زانو زدنهایش را دلداری میدهند. تسویه حساب دو طرف در غلظت حمایتهایشان است. هیچ اتوبوسی، بازیکنی و کودکی قربانی نیستند! نه این که بگوییم چنین ژن خوبی فقط برای مشهدیهاست. از تبریز بگیرید تا اصفهان، مازندران و تهران همه این فوتبال بیآلایش را میخواهند. ولی مشکل آنجاست که جز خواستن کار دیگری انجام نمیدهیم. یعنی از فردا همان آش وهمان کاسه است؛ استادیومها قربانی میدهند و الباقی فوتبال دوستان هم اگر اعتراضی داشته باشند فقط برای به راه انداختن یک موج رسانهای برای تخریب رقیب است.

3-اشتباه نکنید؛ نفرت را در فوتبال هرگز نمیشود پنهان کرد. از یک زنجیره نفرت اینتری-یوونتوسی بگیرید تا نمونههای فراوان خونین فوتبال داخلیمان. خودمان را که نمیشود گول بزنیم، هر چه قدر هم این وسطها شیرینی و چای تعارف شود بازهم این تقابل پابرجاست. اما یکبار هم شده بیایید جلوی موجود پر از بغض و عدوات درونمان را بگیریم و زنجیره انتقام چندش آور لیگ را گسسته کنیم. نگذاریم جدلهای خونین و بزن بزن ها را به بهانه کل کل و طبیعت فوتبال از دور رفت به برگشت و از دور برگشت به رفت فصل آینده لیگ عودت داده شوند.
4- گاهی مشکل از خود ماست. اگر بهجای آن که هشتگها و توییتهای حمایت از حضور بانوان در استادیوم را با رفتار بهتر و صدالبته صحیح خودمان جایگزین کنیم، شاید حتی دیگر نیاز به فنس جداسازی هم نباشد. وگرنه این ما هستیم و کودکان و عاشقانی که ترجیح میدهند پای تلویزیونهایشان فوتبال ببیند و حسرت بخورند تا این که در استادیوم ها نبینند و سنگ بخورند.



