تنز!خخخخخخخخ
۴۳۸ بازدیددوشنبه ۰۶ مرداد ۱۳۹۳ - ۲۲:۰۱
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
دوستان تو زمان مدرسه یه امتحان خیلی سخت داشتیم هیچکدوم هم نخونده بودیم ، همون روز هم یکی از بچه ها موهاشو کامل زده بود ما هم به معلم گفتیم فلانی سرطان داره اون هم تا آخر زنگ حرف زد و مثلا بهش امید داد ، فرداش سر صف مدیرمون اومد گف یه نفر تو مدرسه سرطان گرفته دعا کنید خوب یه دفعه همه مدرسه زوم کردن رو دوستم (چون فقط اون موهاشو از ته زده بود) خلاصه تا یه هفته کلا درس تعطیل هی معلما میومدن سر کلاس ما حرف میزدنو به دوستمون امید میدادن ، و اونوقت بود که مدیر برای حرف زدن در مورد شرایط این دوستمون پدرشو گفته بود بیاد مدرسه که گندش در اومد و اومد دوستمونو از کلاس برد بیرون بعد چند دیقه اومد من و چهار نفر دیگه رو که پایه گذار این کار بودیم بیرون برد یک مقدار ازمون مهمان نوازی کردو زنگ تفریح یه صف تشکیل داد و مارو برد کنار خودشو گف:
الان بیشتر نگران شدم ، آدم سرطانی فقط واسه خودش خطر داره ولی بیمار روانی می تونه یه جامعه رو بهم بریزه و میکروفون گذاشت رو سکو و اومد که مارو بزنه یه دفعه چوبش افتاد همین که خم شد چوبو برداره گ.و.ز.ی.د و صداش تو میکروفن پخش شد و ناگهان کل دانش آموزا و معما رفتن رو هوا


