عزرائیل میاد جون پیرزنه رو بگیره. پیرزنه بدو بدو میره تو مهد کودک میشینه پفک میخوره. عزرائیل میگه پاشو بریم اجلت رسیده پیرزنه میگه دارم غاغا میخورم عزرائیل میگه پس زودتر بخور میخوایم بریم ددر