«از اینجا چیزی رفت که هیچ چیز جانشینش نخواهد شد » این جمله را کشیش به هیو می گوید ، در فیلم « دره من چه سر سبز بود» شاهکار همیشه جان فورد و من هم فکر می کنم ، چیزی ازمیان ما رفته است ، " اعتماد "

شاید روزی که خولیو ولاسکو روی اسم نفرات اول والیبال تیم ملی خط قرمز کشید ، کمتر کسی به او و تیم جدیدش امید داشت . خط کشیدن روی نام بزرگان والیبال آن تیم ، بازیکنانی مثل محمد محمدکاظم ، سعید مصطفی وند و علیرضا نادی . اگر بخواهم صادقانه بگویم خودم منتقد ولاسکو بودم . اما ولاسکو ایستاد پای بازیکنانی که مربیان داخلی آنها را ساختند اما علاقه ای به اعتماد کردن به آنها برای حضور در تیم ملی نداشتند . امیر غفور ؟ مجتبی میرزاجانپور ؟ فیاضی ؟ کسی واقعا با این اسامی آشنا نبود . تیم ما همان تیمی بود که علیرغم تمام تلاش ارزشمند "آرزویش گرفتن یک ست از کره و ژاپن " بود.

 

ولاسکو اما با اعتماد به نفرات جدید و با کیفیت سطح آرزوی ما را بالا برد . بردن تیم های قدرتمند والیبال دنیا همه را به ولاسکو و تیمش علاقه مند کرد حتی غیر والیبالی ها را ! حالا کم کم آرزوی کره و ژاپن گرفتن یک ست ازین تیم بود . بعد از او اما این روند ادامه نداشت و اگر داشت کامل نبود . 

لیگ ملتهای والیبال امسال نشان داد تیم ما هنوز با "تیم دوم" خیلی از قدرت های والیبال فاصله دارد . هرچند ایران با تیم اصلی خود به مرحله نهایی رسید اما حریف بقیه رقبا نشد ، رقبایی که با تیم دوم و چه بسا سوم پا به مسابقات گذاشتند . این روند همینطور در جام جهانی بیشتر نمود پیدا کرد ، جایی که زورمان به تیم مصر هم نرسید . شاید کمتر کسی باور میکرد دوباره به جایی برمیگردیم که در آن با اختلاف دو رقمی در یک ست بازی را میبازیم .... و جالبتر آنکه ظرف چند روز برای دومین بار و اینبار در مقابل ژاپن با اختلاف دو رقمی میبازیم! 

اما آیا این تمام زورمان بود ؟ 

 

تیم ملی هر کشور با ترکیبی از بهترین بازیکنان آن کشور تنظیم میشود . و این خود مستلزم زیر نظر گرفتن تمام بازی های لیگ است . چطور مربی ای که در اکثر مدت زمان برگزاری لیگ اینجا نیست باید توانایی بازیکنی که بازی اش را ندیده ارزیابی کند؟؟؟ چطور علیرضا جلالی که بهترین پشت خط زن جام باشگاه های آسیا انتخاب میشود کوچکترین فرصتی برای ارائه توانایی هایش پیدا نمیکند ؟ چطور حسین امیری که یکی از بهترین بازیکنان لیگ در دریافت ، سرویس و حمله است حتی یک بازی برای ارائه توانایی اش بکار گرفته نمیشود ؟ راجع به مهرداد بابایی و متین تکاور چه؟ واقعا نمیشد اسم اینهارا هم بجای "جای خالی" وارد لیست کرد تا در نبود قائمی یا موسوی امتحان کوچکی پس بدهند؟؟؟ یعنی بین هشتاد ملیون ایرانی هیچ تیم دوازده نفره ای پیدا نمیشود که از ژاپن با این اختلاف نبازد؟؟؟ اگر قرار است با تیم اصلی خود هم با اخلاف دو رقمی ببازیم چرا بازیکنی مثل تکاور ، توخته یا مهرداد بابایی بجای مسعود غلامی و شفیعی ، حسین امیری بجای عبادیپور، جلالی یا صفایی به جای یلی یا غفور،  و ... امتحان نشوند؟ اگر بازیکنی مثل مسعود غلامی که از نظر اخلاقی هم یکی از بهترین هاست و جزو نفرات جدید هم است در تیم جواب نداد چه میشود اگر کسی دیگر هم امتحان شود؟؟ همانطور که اگر تیم ما تغییر نسل نمیداد همچنان در آرزوی گرفتن یک ست از تیم های مذکور بودیم اگر الان هم به این فکر نیفتیم و به بازیکنان جدید تر اعتماد نکنیم دوباره در آرزوی همین یک ست امروز خواهیم ماند.

این تمام زور ما نبود اما تمام زور تیم ما همین بود.