نمی دونست دل من که پریشونی چیه سربه گریبونی چیه ؟!! نمی دونست دل من شب بارونی چیه گریه پنهونی چیه ؟!!! شیشه از سنگ شد و ناله آهنگ شد و... لاله دل تنگ شد و بنفشه بیرنگ شد و... دل من عشق و شناخت واسه تو عقلش و باخت واسه دیوونگی هاتمن دیوونه رو ساخت. واسه دیوونگی هات من دیوونه رو ساخت. تو که گفتی عاشقی حرف شعر و مستیه حرف زانو زدن و سر خدا پرستیه تو نگفتی عاشقی حرف ویرون شدنه سر دیونگی و سر به گریبون شدنه سر دیونگی و سر به گریبون شدنه من شبها نخفتم و از غم تو گفتم و از تموم قصه ها اسم تو رو شنفتم و... دل من عشق شناخت واسه تو عقلش و باخت واسه دیوونگی هات من دیوونه رو ساخت.