یه بار سر یه مسئله ای کلی دعا کردم و نذر، که اون اتفاق بد نیوفته. اصلا فکر نمیکردم که اوضاع خوب بشه برای همین یه نذر خیلی سنگین کردم. از قضا، اتفاق بدی نیوفتاد و ما موندیمو کلی قولی که به خدا داده بودیم( و دهنمون سرویس شد)?? 

 

 

درباره خاب:

خودم خاب ببینم اکثرا چرته. ولی مامان بزرگم معمولا خاباش واقعی میشن.(به خصوص درباره فوت کردن کسی)!!

 

تنها باری که یادم میاد خابم اتفاق افتاد، سال ۲۰۱۴ بود نیمه نهایی المان برزیل.

اقا من شب قبل بازی خیلی استرس داشتم و کلی تو فکر بازی فردا شب بودم. حتی موقع خاب، اصلا خابم نمیبرد. تا اینکه نفهمیدم اصلا کی خابیدم ولی اون وسط یه خابم دیدم:)) 

 

خاب دیدم که دارم بازی رو از تلویزیون نگاه میکنم و دقیقه ۱ بازی بود که ناگهان سکوی تماشاگرا پشت دروازه برزیل، فرو ریخت و فقطم بازیکنای برزیل رفتن زیر آوار و المانیا آسیب ندیدن!!!?

که در نهایتم...?