خلاصه :

در سال ۱۹۱۰ وزیرمختار ایران در آمریکا از دولت آمریکا خواست تا کارشناسانی را برای استخدام در دولت ایران به منظور اصلاح امور مالی دولت نوپای مشروطه، به ایران اعزام کند. مورگان شوستر و ۴ مستشار آمریکایی دیگر برای اصلاح امور دارایی، خزانه‌داری، دادگستری و ژاندارمری به استخدام دولت ایران درآمدند و پس از عقد قرارداد با دولت ایران در ۱۷ اردیبهشت ۱۲۹۰ خورشیدی (۸ مه ۱۹۱۱ میلادی) همراه با خانواده‌های خود وارد ایران شدند.

پس از ورود مورگان شوستر به ایران، سمت خزانه‌داری کل ایران به وی داده شد و نیز از طرف مجلس اختیار تام در این زمینه را کسب کرد. بسیاری از اصلاحات مالی ایران در تضاد با منافع دول انگلیس و روس بود. به این ترتیب روسیه و بریتانیا خواستار اخراج شوستر از ایران شدند و دولت روسیه به دولت ایران اولتیماتوم (ضرب‌الاجل) داد. مجلس شورای ملی با این اولتیماتوم مخالفت کرد، ولی دولت ایران از ترس اشغال کشور، مجلس را منحل کرد و سپس شوستر را از ایران اخراج کرد.

مجلس و مردم با پذیرش اولتیماتوم مخالف بودند. در عتبات نیز آخوند خراسانی اعلام کرد که برای ایستادگی در برابر اولتیماتوم، با جمعی از علما رهسپار تهران خواهد شد، اما پیش از خارج شدن از نجف به طرز مشکوکی درگذشت. اما ناصرالملک، که به سبب کم‌سالی احمد شاه نایب‌السلطنه بود، با استفاده از اختیارات پادشاه، مجلس را منحل کرد و دولت به استخدام شوستر پایان داد. 

با آن که ناصرالملک مجلس را منحل کرد و شوستر را از ایران بیرون کرد، نیروهای روس، تبریز و زنجان و رشت را اشغال کردند و عده‌ای از اهالی را کشتند. در تبریز ثقةالاسلام تبریزی را به دار کشیدند.

ماجرای ضبط اموال شعاع‌السلطنه

ملک منصور میرزا شعاع‌السلطنه پسر دوم مظفرالدین شاه بود و املاک و مستغلات فراوانی در تهران و شمیران داشت. مستمری او بیش‌تر از دیگر شاهزادگان قاجار بود. پس از مشروطه، مجلس نخست مستمری شاهزادگان را کاهش داد. از همین‌جا دشمنی دیرین شعاع‌السلطنه با مشروطه آغاز شد. پس از فتح تهران و محمدعلی شاه را از پادشاهی فروگرفتن، محمدعلی میرزا به روسیه تبعید شد. اما پس از مدتی برای به چنگ آوردن تاج و تخت، دست به شورش زد. در این کار دو برادرش شعاع‌السلطنه و سالارالدوله همراه او بودند. تلاش ایشان شکست خورد و مجلس رای به ضبط اموال شعاع‌السلطنه داد. شوستر عهده‌دار امور مالی ایران بود، نیروهای ژاندارم را برای تصاحب باغ شعاع‌السلطنه فرستاد. سفارت روسیه که در پی بهانه برای سنگ‌اندازی در کار شوستر بود، ادعا کرد که شعاع‌السلطنه به بانک استقراضی روسیه بدهکار است و اموال او باید تا زمانی که بدهی ش بازپس دهد، در اختیار بانک روسی باشد. اختلاف میان روسیه و مجلس بالا گرفت و دولت روسیه ایران را تهدید کرد که روابط خود را قطع خواهد کرد.

پس از تصرف اموال شعاع‌السلطنه، دولت روسیه بلافاصله واکنش نشان داد و به این بهانه که شعاع‌السلطنه به بانک روس مقروض است و اموال وی تا تسویه حساب با بانک، باید در اختیار دولت روسیه باشد، به دولت ایران اولتیماتوم داد که فوراً پارک شعاع‌السلطنه از ژاندارم‌های خزانه تخلیه کند و معذرت رسمی از سفارت روسیه برای هتک حیثیت صاحب منصبان روسی به عمل آید. دولت ایران به این اولتیماتوم اعتناء نمی‌کند و در نتیجه روز نوزدهم نوامبر ۱۹۱۱ سفارت روس مأموری به وزارت خارجه ایران فرستاده، و اعلام می‌کند که در صورت خودداری از تخلیه پارک شعاع‌السلطنه و عذرخواهی رسمی از دولت روسیه، روابط دیپلماتیک روسیه با ایران قطع، و قشون به ایران اعزام خواهد شد. دولت ایران در مقابل این تهدید به دولت انگلیس متوسل می‌شود و سر ادواردگری وزیر خارجه وقت انگلستان در پاسخ تلگراف سر جرج بارگلی سفیر انگلستان، حق را به روس‌ها داده و می‌نویسد «به دولت ایران ابلاغ نمایید که در تمکین به تقاضاهای روس دفع وقت را جایز ندانند!»

دولت ایران در برابر این فشار چاره‌ای جز تسلیم نمی‌بیند و وثوق الدوله وزیر خارجه وقت ایران با لباس تمام رسمی به سفارت روسیه رفته، ضمن عرض معذرت، تصمیم دولت را به تخلیه پارک شعاع السلطنه از ژاندارمهای خزانه به اطلاع وزیرمختار روس می‌رساند؛ ولی روس‌ها دیگر به تخلیه پارک شعاع السلطنه و عذرخواهی رسمی دولت ایران قانع نمی‌شوند و وزیرمختار روس ضمن اعلام این مطلب که قشون روس به طرف ایران حرکت کرده، شرایط زیر را برای حل اختلاف ابلاغ می‌نماید:

1. انفصال مستر شوستر و همکاران او

2. تعهد دولت ایران مبنی بر اینکه منبعد بدون رضایت سفرای روس و انگلیس، مأمورین اجنبی را برای خدمات خود انتخاب نکند

3. تأمین خسارت و هزینه لشکرکشی روسیه به ایران

وزیرمختار روس اولتیماتوم می‌دهد که اگر تا چهل و هشت ساعت دیگر دولت ایران این شرایط را نپذیرد، قشون روس از رشت به ولایات دیگر ایران اعزام خواهد شد، و پرداخت تمام هزینه‌های این لشکرکشی هم به‌عهده دولت ایران خواهد بود. دولت اولتیماتوم روسیه را به اطلاع مجلس شورای ملی می‌رسانید و مجلس به اتفاق آراء آن را رد کرد، ولی رئیس و اعضای دولت که تهدید روس‌ها را جدی می‌دانستند، برخلاف قانون، مجلس را تعطیل کردند و اولتیماتوم روسیه را که انفصال و اخراج مورگان شوستر از ایران یکی از شرایط آن بود، پذیرفتند.

حکم انفصال مورگان شوستر از خزانه‌داری کل ایران، شب کریسمس سال ۱۹۱۱ به وی ابلاغ شد و شوستر در اوایل سال ۱۹۱۲ ایران را ترک گفت. مورگان شوستر خاطرات مأموریت خود را در ایران در کتابی تحت عنوان اختناق ایران (The Strangling of Persia) به رشته تحریر درآورده است.

عارف قزوینی، شاعر ملی‌گرا و مشروطه خواه قطعه‌ای در این باره سرود:

ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود

جان نثارش کن و مگذار که مهمان برود

گر رود شوستر از ایران، رود ایران بر باد

ای جوانان مگذارید که ایران برود

شوستر پس از اینکه در بهمن ۱۲۹۰ ایران را ترک کرد به آمریکا بازگشت و در کتابی بنام اختناق ایران شرح مفصل این ماجرا و تجربه خود در ایران را نوشت.

او نوشت:

فرار ایرانیان از پرداخت مالیات، برای آنان به صورت یک عادت درآمده‌است و مجبور ساختنشان به ترک این عادت آسان نخواهد بود و تا مسئله مالیات‌گیری دقیق در ایران حل نشود و در این مورد دقت لازم به عمل نیاید هیچ‌یک از مشکلات این کشور برطرف نخواهد شد. قدرت دولت‌ها از مالیات رونق می‌گیرد همان‌طور که در بررسی تاریخ ملل، اضمحلال زمامداری‌ها نیز با مالیات مرتبط بوده.