واقعا وطن پرستی حکیم فردوسی در این اشعار موج میزند :

از اين مارخوار اهرمن چهرگان   *     ز دانايى و شرم بى بهرگان نه تخت و نه تاج و نه نام و نژاد   *    همى داد خواهند گيتى به باد به ايران چو گردد عرب چيره دست   *    شود بى بها مرد يزدان پرست ز شير شتر خوردن و سوسمار   *   عرب را بجايى رسيده ست كار كه تاج كيانى كند آرزو   *  تُفو بر تو اى چرخ گردون تُفو