پشه اي در استكان آمد فرود تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود كودكي - از شيطنت- بازي كنان بست با دستش دهان استكان پشه ديگر طعمه اش را لب نزد جست تا از دام كودك وا رهد خشك لب مي گشت، حيران راه جو زير و بالا، بسته هر سو راه او روزني مي جست در ديوار و در تا به آزادي رسد بار دگر هر چه بر جهد و تكاپو مي فزود راه بيرون رفتن ز چاهش نبود آنقدر كوبيد بر ديوار، سر تا فرود افتاد خونين بال و پر جان گرامي بود و آن نعمت لذيذ ليك آزادي گرامي تر عزيز
پشه ای در استکان آمد فرود
۱۶٬۶۲۴ بازدیدجمعه ۰۳ آبان ۱۳۹۸ - 0۸:۵۳
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


