در چراگاهِ مرگ

فرصتِ ماندن را...

درو می کنم

آری...

اهالیِ شهر

باغ° بارانند

اما...

کوچه ی من

در فقرِ غنچه ها

حبس است

 

یکی از شب های ابری سال 91