طرفداری- پیش از فینال لیگ قهرمانان اروپا 2018، مارسلو، دفاع چپ برزیلی رئال مادرید با مشکل دیگری به نام استرس دست و پنجه نرم می کرد.
به گزارش AS، این مدافع 31 ساله در این رابطه گفت:
همیشه قبل از هر بازی کمی استرس احساس می کنید، اما این یکی فرق داشت و حس می کردم خفه خواهم شد. همه چیز شب قبل از فینال شروع شد. نمی توانستم غذا بخورم. نمی توانستم بخوابم. فقط به بازی فکر می کردم. جالب بود، در واقع چون همسرم عصبانی شد که چرا ناخن های خود را می جوم، و بالاخره متوقفم کرد. اما صبح روز فینال بیدار شدم و دیدم همه ناخن هایم را جویده ام.
کمی استرس در فوتبال طبیعی است. اهمیتی ندارد که چه کسی هستید، اگر قبل از یک فینال استرس نداشته باشید، انسان واقعی نیستید. فقط سعی می کنید که شلوار خود را کثیف نکنید. برادر، این واقعیت است!
برای من، استرس قبل از بازی با لیورپول به حداکثر حدممکن رسیده بود. شاید مردم بگویند که این عجیب است. چون قبل از آن دو قهرمانی پیاپی کسب کرده بودیم. همه از بیرون، می خواستند که لیورپول پیروز شود. پس مشکل کجا بود؟ خب، وقتی فرصت تاریخ سازی دارید، این سنگینی را حس می کنید. اما به دلایلی، واقعاً این فشار را حس می کردم. هیچوقت چنین استرسی را تجربه نکرده بودم، بنابراین نمی دانم چه اتفاقی رخ می داد. با خودم فکر کردم که به دکتر زنگ بزنم، اما نگران بودم که آنها اجازه بازی به من ندهند! می خواستم 100% بازی کنم. باید بعضی چیز ها را به خودم ثابت می کردم.
چند روز قبل از فینال، یکی از بازیکنان سابق رئال مادرید در تلویزیون چیزی راجع به من گفته بود، که در ذهنم مانده است. از او نظرش را در مورد فینال لیگ قهرمانان پرسیده بودند، و او گفته بود: 'مارسلو باید پوستر محمد صلاح را بگیرد و روی دیوار خانه اش نصب کند، و هر شب مقابل او سجده کند!'
بعد از 12 سال و فتح 3 عنوان قهرمانی در اروپا، او در تلویزیون اینطور به من بی احترامی کرد. این جملات برای تحقیر من استفاده شده بود. اما انگیزه زیادی به من بخشید. می خواستم تاریخ سازی کنم. می خواستم بچه های کوچک در برزیل، آنطور که من به روبرتو کارلوس نگاه می کردم، نگاهم کنند. می خواستم آنها به خاطر مارسلو موهای خود را بلند کنند، می دانید چه می گویم؟
بنابراین در رختکن نشستم، به سختی نفس می کشیدم، و با خود فکر می کردم که 'چند نفر بچه در سراسر دنیا فوتبال بازی می کنند؟ چند نفر از آنها رؤیای بازی در فینال لیگ قهرمانان را دارد؟ میلیون ها، میلیون ها و میلیون ها نفر... آرام باش و بند های خود را محکم تر ببند، برادر! می دانستم که اگر وارد میدان شوم، خوب خواهم شد. برای من، در زمین فوتبال هیچ اتفاق بدی نمی تواند رخ دهد. وقتی بالاخره وارد زمین چمن شدم، هنوز به سختی نفس می کشیدم، و با خود گفتم، 'اگر قرار باشد امشب اینجا بمیرم، به جهنم، خواهم مرد'.
10 دقیقه مانده به پایان مسابقه، ما 3-1 پیش بودیم، و واقعاً فاصله ای با قهرمانی نداشتیم. توپ برای یک پرتاب، به بیرون رفت، و لحظه ای فرصت فکر پیدا کردم، و گریه شروع شد! داشتم درست وسط زمین گریه می کردم. هیچوقت قبلاً چنین اتفاقی رخ نداده بود.



