در 2007 که توپ طلا گرفت چهارمین برزیلی رباینده آن توپ پس از رونالدو، ریوالدو و رونالدینیو شده بود. دورانی که می گفتند یکی از بهترین های جهان شده. او در مصاف با کریستیانو رونالدو و لیونل مسی، و همین طور دروگبا و پیرلو و فن نیستلروی و زلاتان آن توپ را به چنگ آورده بود. پله می گفت "کاکا بازیکن کاملی است" و رونالدینیو می گفت "کاری نیست که کاکا از پس آن برنیاید".
سریع بود و خوش تکنیک، خوش قریحه و ماهر، هم می توانست مهاجم نوک باشد و هم مهاجم دوم، هم از گوش ها بتازد و هم نقش مرد بازیساز را ایفا کند. با سیمایی خوش و رویکرد مثبتش نشانی از ستاره های دوران نداشت، نه اهل آرایش مو بود و نه دنبال خالکوبی، نه به مصاحبه های نمایشی تن می داد و نه اهل جنجال های رسانه ای بشمار می رفت.
کاکا برخلاف اکثر ستاره های برزیلی، سپید پوست بود و برخلاف همتایان سیاهش از دل محله های فقیرنشین بالا نیامده بود، پدرش مهندس عمران بود و مادرش، یک معلم. در جوانان سائوپولو استعدادش را عیان ساخته و در جام جهانی 2002 فقط هجده دقیقه آخر بازی با کاستاریکا جای ریوالدو خارج شده از میدان بازی کرد، ولی مدال قهرمانی را بر گردنش آویخت. وقتی در 2003 با هشت میلیون یورو راهی میلان شد، برلوسکونی مبلغ پرداخت شده برایش را چیزی در حد نقل و نبات خواند. او کمی بعد جای رویی کاستا را به عنوان "مرد میانی بازیساز" گرفت و پشت سر یان دال توماسون، فلیپه اینزاگی و آندره ی شوچنکو ایستاد. میلان با پاس او و ضربه شوا مهر قهرمانی اسکودتو را ثبت کرد. در 2004 که قهرمان سری آ شد آن قدر معرکه بازی کرده بود تا عنوان بهترین باریکن سال سری آ را نصیب خود کند، بالاتر از شوچنکو، توتی، آدریانو..ترزگه..ویری..


