? چرا نام کورش در شاهنامه نیامده است؟? در سالهای اخیر و به¬خصوص بعد از حملاتی که از سوی برخی اَنیرانیان به هخامنشیان و واقعیت تاریخی آنان صورت گرفته است، بحث نیامدن نام کورش و هخامنشیان در شاهنامه داغ شده است و دلیلی بر اثبات مدّعای این دسته از افراد عنوان می¬شود. پرسش این است آیا کسی تاکنون مثلاً واقعیت آشوربانیپال را مورد تردید قرار داده است؟ اگر آشوربانیپال وجود داشته، با آنکه حکومتی سامی بوده، چرا در قرآن نامی از او نیست؟ آیا غیر از این است که در قرآن تاریخ نیامده، در پارهای موارد اسطوره¬هایی ذکر شده است برای القای مفاهیمی دینی و الهی و اخلاقی؟ در ایران همیشه وقتی سخن از اسطوره¬ها به میان می¬آید، اولین کتابی که به ذهن همه متبادر می¬شود، شاهنامه است. اگر قبول داریم شاهنامه اسطوره است، چگونه انتظار داریم فردوسی راوی تاریخ بوده باشد؟ شاهنامه براساس خداینامۀ دورۀ ساسانی سروده شده است. زمانی که موبدان در عصر ساسانی قدرت گرفتند، به نگارش تاریخ براساس اوستا روی آوردند و بدین¬گونه بود که خداینامه¬ها با رویکرد دینی موبدان عصر ساسانی نگاشته شد، یعنی نوعی تاریخ¬نگاری دینی. از این رو، در آن به سلسله¬های تاریخی اشاره¬ای نشده است و فقط نام شاهان اساطیری ذکر شده که نامشان در اوستا آمده است. همانگونه که در قرآن هم اشاره¬ای به پادشاهان تاریخی نشده است. داستان آفرینش در قرآن از آدم و حوا شروع می¬شود و سپس به شاهان و اقوام اساطیری پرداخته می¬شود. در خداینامه نیز که بر مبنای اوستا تدوین شده بود، داستان آفرینش از مشی و مشیانه آغاز می¬شود و سپس شرح شاهان اساطیری و در واقع تاریخ کیانی می-آید. تنها شاه کیانی که شباهت زیادی به یکی از شاهنشاهان هخامنشی دارد، دارا است که داریوش سوم را تداعی می¬کند. اما اسکندر برادر ناتنی او دانسته می¬شود و دارا در شوش یا تخت جمشید نیست. در بلخ است و زمانی که مورد هجوم برادر قرار می¬گیرد، از شاه هندوان، فوروس، طلب یاری می¬کند. و زمانی که کشته می¬شود، از اسکندر می¬خواهد دخترش روشنک را به همسری بگیرد و نیز انتقام او را بستاند. با اینکه این بخش داستان شباهت به ماجرای اسکندر دارد، اطلاعات زیادی از تاریخ هخامنشی در تاریخ-نگاری ساسانی به¬دست نمی¬دهد. علاوه بر این اشاره که آگاهی ساسانیان را از وجود هخامنشیان نشان می¬دهد، شواهد دیگری نیز در تأیید این آگاهی هست. مهمترین آنکه ساسانیان نقوش برجستۀ خود را در نقش رستم درست در پایین نقوش و آرامگاههای هخامنشیان نقش کردند. نیز در کارنامۀ اردشیر بابکان، چوپانی که ساسانیان نام خود را وامدار اویند، دارای خون شاهی هخامنشی گفته می¬شود. همچنین ساسانیان با تمرکز بر قلمروِ ایران در برابر روم، هویت هخامنشی را جهت احیای قلمرو هخامنشی اخذ کردند. به منابع خوبی که وزیر منبری در یادداشت خود معرفی کرده بود، دو منبع زیر را برای مطالعۀ بیشتر اضافه می¬کنم: دریایی، تورج، «تاریخ ملی یا تاریخ کیانی؟: سرشت تاریخ¬نگاری زردشتی در دورۀ ساسانی»، تاریخ و فرهنگ ساسانی، ترجمۀ مهرداد قدرت دیزجی، تهران: ققنوس، 1382، ص 63-79. CANEPA, MATTHEW P. “Technologies of Memory in Early Sasanian Iran: Achaemenid Sites and Sasanian Identity”, American Journal of Archaeology, Vol. 114, No. 4 (October 2010), pp. 563-596. @mardomnameh آرزو رسولی (طالقانی)، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

چرا نام کوروش در شاهنامه نیامده است؟
۱۱٬۴۹۵ بازدیدجمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸ - ۱۹:۵۴


