برای اینکه صبح زود سرکارباشم ومحل کارم شهر دیگهی بود مجبور شدم نیمه شب بزنم بیرون از خونه توراه بودم جاده خالی بود همه جا تاریک صدای موزیک رابالاتر بردم میان راه یک لحظه چشمم چیزی شبیه انسان ولی وحشتناک افتاد کنارجاده ایستاده بود مرا نگاه کرد صورتی چروکیده چشمانی که انگار خون از آنها میچکید وپاهای ودستانی که اصلا بهم نمیخورد این صحنه ها را وقتی که آینه بغل را نگاه کردم بیشتر مرا وحشت زده کرده بود عقب خودرو نشسته بود هربار که نگاه میکردم ترسم بیشتر میشد وسرعتم رابالاتر میکردم تا اینکه صداهای بالای سقف اومد انگار یکی با مشت میزد برای لحظهی قطع شد چند لحظه نفس راحتی کشیدم که ناگهان چشمم افتاد به آینه وسط بله اوعقب خودرو نشسته بود ومن چپ کردم وحالا دربیمارستان هستم ...خلاصه اتفاقی که برایش پیش آمد واز همه ماسالم تر وپاک تر بود
تاریکی شب که شیطان این بار مزاحم رااننده خودرو میشود لطفا کسای که تنهان نیان
۲۴۳ بازدیدیکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸ - ۱۷:۰۴
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


