کمتر کسی از هواداران یونایتد است که حامی گلیزرها باشد، اما آیا روسای عرب گزینه‌ی مناسبی برای یونایتد هستند؟ از نظر مالی یونایتد باتوجه به اینکه سالهاست جام مهمی کسب نکرده ،ولی هنوز درآمدزایی بسیار بالایی دارد و بعید که با آمدن مالکان جدید ، تفاوت چندانی ایجاد شود با توجه به این نکته که با توجه به مبلغ قرارداد و حقوق ، کمتر بازیکنی در جهان وجود دارد که قیمتش فراتر از حدود مالی باشگاه باشد (دقیقا برعکس من سیتی که قبل از دوران جدید با فروش بازیکنانی چون رایت فیلیپس به چلسی و ... پول در می‌آورد). مسئله‌ای که در حال حاضر مانع انتقال بزرگترین‌ها میشود چیزی جز مسائل مالی‌ست.احتمالا تردید در این‌باره که آیا یونایتد برای جامهای بزرگ رقابت میکند یا نه،مانع اصلی‌ست.  در این مورد جواب را باید در جای دیگر جستجو کرد .احتمالا به خاطر تعویض مدام مربی‌هایی با فلسفه‌های متفاوت و زمان کافی ندادن برای انجام ایده‌هایشان. مثال برعکسش رقیب دیرینه ،لیورپول است که نتایج متوسط کلوپ در ابتدای راه را تحمل کرد  و حالا بازده‌‌اش را میبیند.( تقریبا یازده بازیکن لیورپول در اکثر بازی‌ها، خریدهای خود کلوپ هستند به جز هندرسون و میلنر.) و با توجه به شناختی که از تیمهای مالکان عرب در سرتاسر جهان داریم ،خیلی بعید است که منتظر چنین چیزی شوند. اگر الان دارید به گواریولا و سیتی فکر میکنید، فراموش نکنید که، گواریولا احتمالا بهترین مربی حال حاضر جهان است و  در ضمن سیتی تیمی بود که فلسفه‌ی مشخصی نداشت.گواردیولا شخصیتی جدیدی به پولهای مالکان بخشید،احتمالا سیتی بعد از پپ دچار دردسرهایی نظیر تغییر مدام سرمربی شود. اما موضوع یونایتد متفاوت است .مثلا مورینیو علی‌رغم نتایج نسبتا خوب در دو فصل اولِ حضورش روی نیمکت،هرگز با استقبالی گرم از سکوهای اُلدترافورد مواجه نشد ،برعکس چیزی اوله با آن روبه‌روست و احتمالا علت اصلی این ماجرا، برمیگردد به تفاوت عمده شکل بازی تیم مورینیو با تاریخ منچستر یونایتد.  وقتی درباره یونایتد حرف میزنیم  منظورمان تیمی‌ست ،که طی قرن گذشته بیش از پنجاه سال را با دو مربی سپری کرده و اشکال اینروزهای تیم دقیقا این است که گلیزرها به این سیستم پشت کرده اند و با استخدام مربیان متفاوت فقط سعی در گرفتن نتایج کوتاه مدت داشته‌اند، که قطعا این روند با مدیران عرب هم ادامه خواهد داشت. آکادمی منچستر یونایتد در تمام دهه‌های گذشته بخش انکار ناپذیری از باشگاه بوده. احتمالا تمام طرفداران یونایتد به این موضوع افتخار میکنند ، نمونه‌اش همین عکس اخیر ،شادی پس  از گل رشفورد و تشویق ویلیامز و گارنر و گرینوود، که انگار رویایشان را در رشفورد میبینند.  فکر میکنم هر هوادار یونایتد احساس غرور میکند از چنین لحظه‌ای . حال آنکه هواداران من سیتی و پی‌اس‌جی مطلقا چنین حسی را نخواهند فهمید.آنها نمیفمند که گلهای راشفورد برای ما چیزی بزرگتر دارد از گلهای امباپه ۱۸۰ ملیون یورویی.  یا برخورد نیمار با باشگاهش، چیزی‌ست مطلقا در یونایتد اتفاق نخواهد افتاد ،تا وقتی که به سنتهای خود احترام بگذریم. سخت میشود انتظار داشت که مالکان عرب اهمیتی به چنین موضوعاتی بدهند ،همانطور که گلیزرها در این چند سال نداده اند .ولی انگار اوله درحال بازگرداندن همان روحیه‌ است ،با بازیکنان اکادمی و جوانانی مثل جیمز که از گل در برابر استرتفورد اِند اشک در چشمانش جمع میشود. ولی مثلا در تیمی مثل پاریس یا حتی سیتی(اگر تیمهای آسیاییِ زیرنظر عرب‌ها را حساب نکنیم) چقدر ممکن است چنین بازیکنانی در تیم خود ببینید؟.  نظر شخصی من این است که بهترین شیوه مدیریت باشگاه شیوه آژاکس و بایرن مونیخ است.ستاره‌های سالهای گذشته، مثل خانواده ای بزرگ باشگاه را هدایت میکنند .و هیچ چیز مهمتر از سنتهای باشگاه نیست . هرچند بایرن هم در انتخاب‌های اخیرش خیلی خوب عمل نکرده.

گلیزرها خوب نیستند اما من معتقدم مالکان عرب همین چیزهای باقی مانده از میراث یونایتد را هم نابود خواهند کرد. به تاکید بر اینکه آنها جز پول زیاد چیز دیگری برای یونایتد نخواهند داشت ،حال آنکه مشکل اینروزهای تیم پول فراوان نیست ،بلکه سوء مدیریت است که با مدیران عرب هم حل نخواهد شد. نویسنده: A. HQT