من سینمای کلینت ایست وود را با gauntlet (به مبارزه خواندن) آغاز کردم. شاید خیلی تصادفی، شاید خیلی مبتدیانه؛ اما با همه ی کژی هایش ، با همه ی ابعادی که در دنیای ذهنی من نمی گنجید و پذیرش آن برایم دشوار بود ، المان های انسانی در آن موج میزد که شاید خصیصه ی تعداد قابل توجهی از فیلم های ایست وود است. زبان ایست وود ، زبان میهن پرستی است؛ شاید برای برخی از دنبال کنندگان او ، این را به عنوان سفارشی سازی در نظر بگیرند؛ اما کدام ساخت سفارشی فساد در سیاست را بازیچه ی طرح یک فیلم نامه قرار می دهد؟
دنیای این فیلم از جهاتی ، به دنیای فیلم های کیمیایی شبیه است. فساد اخلاقی، مبارزه ، عشق، ایستادن در کنار هم و عشقی که در این میان شکل می گیرد.مطمئنا این اثر ، نه تنها بهترین اثر ایست وود نیست ، بلکه شاید در شمار آثار متوسط او هم ، چه به عنوان بازیگر و چه به عنوان کارگردان نباشد ، اما از مستقل ترین ساخت های او به شمار می رود. نه سال ساخت فیلم ، و نه بازیگرانش ، و نه تکنیک فیلم برداری هیچکدام وسوسه کننده نیست ؛ شخصیت ها ، ساده و در عین حال خاکستری هستند. داستان روایتی خطی دارد اما کشش داستان طوری است که اگر یک هوادار فیلم های پر زرق و برق نباشید ، حرف هایی برای گفتن خواهد داشت.
اگر سینما را برای پز دادن انتخاب نکرده اید ، و اگر دوست دارید با دیدن فیلم ، چیزی بیش از یک صحبت در حد و اندازه ی "من هوادار پر و پا قرص ... و داستان ها و فیلم ها با ژانر ... و فلان کارگردان برایم اسطوره است و ... ترین است ... نصیبتان شود... و مثل من ، یک معتاد به سینما هستید ، دیدن این فیلم خالی از لطف نیست.



