تازه داشتیم به خوشی عادت می کردیم اما... چیزی نمی توانم بگویم مربی خوش روی والیبال ایران درگذشت.هنوز یادم نرفته دوران ما قبل ولاسکو و بردن ایتالیا را وقتی که تیم ملی ما با ایتالیای کبیر با مستر انجلو و الکساندر فی در ست پنجم بود نه کسی به نام ولاسکو را داشتیم که به تاکتیک هایش دلمان را خوش کنیم نه نسل طلایی والیبال را فقط مرد دلسوزی را داشتیم که پوئن به پوئن با بازیکنان همراه بود اماحسین ان بازی را باخت تا یکبار دیگر پرونده مربیان ایرانی بسته شود.او دلخور نبود ورفت تا دوباره شروع کند .رفت ونسل سازی کرد در تیم های لیگ برتری استعداد ها را شکوفا کرد و یکی از پایه گذاران نسل طلایی شد. آرام و آهسته رفت و کار خودش را کرد نه جنجال به پا کرد نه از پشت پرده سخن گفت .در هیاهوی ولاسکو و سیچلو نامش کم کم فراموش می شد اما نام برای او چیز ارزش داری نبود .مظلوم بود مثل مربیان شهرستانی دیگر .حسین رفت اما یادش همیشه جاودان خواهد ماند.مردی با نگاه های رو به آینده .صدای لرزان اما مطمئن. ترجمه حرف های کواچ ومربیگری تیم ملی کمترین پاداش برای این مربی پایه والیبال بود .در این دیار هر کس که از دست می رود بزرگ می شود اما حسین معدنی مرد دوست داشتنی والیبال ایران واقعا بزرگ بود نگاه ها یش را رو به دوربین که به خاطر می اورم بغضم می گیرد دلم می خواهد به او بگویم راه تو ادامه خواهد داشت اما مطمئن نیستم.در آرامش بخوابی مرد بزرگ