همه هواداران فوتبال آلمان به خوبى اولين بازى هاى شواين اشتايگر براى بايرن مونيخ در بوندسليگا را به خاطر دارند، پسرى با موهاى طلايى، با صورتى كك مكى، پيراهن هايى كه به نظر هميشه يك شماره بزرگ تر از سايزش بودند و با نام خانوادگى نسبتا عجيب، شايد در آن روزها كمتر كسى فكر مى كرد كه او بتواند تيم ملى آلمان را به سوى كسب چهارمين عنوان قهرمانى جام جهانى رهنمون سازد. در سال هاى ابتدايى قرن بيست و يكم، فوتبال آلمان پس از به پايان رسيدن عمر فوتبالى فاتحان جام جهانى ١٩٩٠، دچار فقدان استعداد و ركود شده بود و تيم ملى اين كشور در جام جهانى ١٩٩٨ و رقابت هاى يوروى ٢٠٠٠ و ٢٠٠٤ به صورت تحقيرآميزى حذف شده بود، تا اينكه در جام جهانى ٢٠٠٦ كه آلمان ميزبان آن بود، تيم متحول يافته آلمان با ارايه بازى هاى جذاب و زيبا با وجود عدم كسب عنوانى توانست رضايت فوتبال دوستان آلمانى را جلب نمايد و شواين اشتايگر و پودولسكى به دو چهره اصلى و هويت اين تيم جوان ونسل طلايى تبديل شدند كه آينده اى روشن را به هواداران فوتبال آلمان نويد مى دادند.
اما آنچه شواين اشتايگر را به شخصيتى دوست داشتنى تبديل كرده است، بى ترديد بردها، گل ها و قهرمانى هاى زيادى نبوده كه او كسب كرده است، بلكه ايستادن هاى او پس از شكست هاى بزرگ، لحظات تلخ و مواقعى بوده كه نسبت به قابليت هاى او ترديدهاى فراوان وجود داشته است. شكست در فينال يورو ٢٠٠٨، فينال ليگ قهرمانان ٢٠١٠ و ٢٠١٢، نيمه نهايى جام جهانى ٢٠١٠ و نيمه نهايى يورو ٢٠١٢، پنج شكست بزرگ و تاريخى بودند كه شواين اشتايگر در أنها از ابتدا حضور داشته است و نتوانسته انتظارات از خود را برآورده سازد و به قولى اختلاف ها را رقم زند. به طورى كه حتى پس از كسب شكست هاى تلخ در سال ٢٠١٢، مطبوعات آلمان به تمسخر به او لقب رييسك را دادند.
چنين فجايع فوتبالى در طول اين سال ها آثار خود را بر ذهن شواين اشتايگر بر جاى گذاشته اند و سبب شدند كه در جام جهانى ٢٠١٤ او همانندى رييسى واقعى و با تجربه تا آخرين لحظه براى موفقيت و كسب قهرمانى تلاش نمايد.
جام جهانى برزيل در حقيقت نقطه اوج فوتبال شواينى بوده است، ترديدها،شكست ها، مخالفت ها و دردها سرانجام به پايان رسيدند و شواين اشتايگر در فينال خود را پيدا نمود و در ماراكانا به چهره و نمادى تبديل شد كه هواداران فوتبال آلمان مدت ها در آرزوى آن بودند، رهبر و رييس ! البته شواينى مديون آگويروى آرژانتينى است كه با ضربه آرنج خود در اين فينال و مصدوميتى كه بر چهره او بر جاى گذاشت سبب شد كه او براى آلمان ها به قهرمان و اسطورهاى فراموش نشدنى تبديل شود.
هم اكنون شواينى با قهرمانى در جام جهانى، ليگ قهرمانان و فتح هفت باره بوندسليگا در سى سالگى به اسطوره اى در فوتبال آلمان تبديل شده است. اما سرانجام شواينى چه خواهد شد؟ آيا يوگى لوو به عنوان جانشين فيليپ لام بازوبند كاپيتانى را به وى واگذار خواهد كرد؟ بعد از پايان دوران فوتبال، آيا او مربى خواهد شد؟ او مى تواند حتى جانشين شايسته اى براى فرانتس بكن باوير باشد. به هر حال هر گونه كه او از فوتبال كناره گيرى نمايد و هر تصميمى كه براى دوران بعد از فوتبال خود بگيرد، شواينى دوست داشتنى براى هميشه در ذهن هواداران بايرن مونيخ و فوتبال آلمان جاويد خواهد ماند.



