۹۰ دقیقه‌ی افتضاح. گیر دادن به کاپیتان مسعود ساده‌لوحانه‌‌ست. در سراسر بازی تیم ایران مطلقاً برنامه‌ای نداشت. واقع‌بین باشیم، گل ایران بر اثر اتفاق و اشتباه فردی مدافع عراق پیش آمد. زمانی منتقدان تیم ملی ایراد میگرفتند که تیم ملی صرفاً بر ضربات شروع مجدد و سانتر از جناحین در فاز هجومی تمرکز دارد. از کارهای ترکیبی و بازی‌سازی از عمق خبری نیست و انثال اینها. خب بازی با کامبوج به کنار، در این بازی نه تنها کماکان خبری از کارهای ترکیبی هجومی نبود، نه تنها در شروع مجددها و ضربات ایستگاهی برنامه‌ای دیده نمی‌شد بلکه شاهد بازگشت پنیر سوییسی (به قول امیر حاج‌رضایی در سالهای نه چندان دور) هستیم. نمیخواهم برای نبودن کیروش مرثیه سر کنم اما ویلموتس در کنار اینکه اساساً مربی خوبی نیست (شاهد: یورو ۲۰۱۶ با بلژیک) بلکه بسیار بدتر از آن، نوعی بی‌تفاوتی عمیق در چهره و رفتارش وجود دارد. به برنامه‌ی تمرینی تیم ملی برای این بازی نگاه کنید و با دوره‌ی قبل قیاس کنید. به رفتار ویلموتس روی نیمکت، به واکنش‌اش نسبت به بازی بد تیم، نسبت به اخراج مسعود شجاعی نگاه کنید. انفعال محض که به نظر من ناشی از بی‌تفاوتی مطلق اوست. و در آخر، به یاد داشته باشیم که این مسابقات مقدماتی جام ملت‌ها و جام جهانی است. حذف از این مسابقات یعنی خداحافظی با هر دو تا دست کم سال ۲۰۲۲!