" آﺧﺮﻳﻦ ﺣﺴﺮﺗﻢ اﻳﻦ است ﻛﻪ نمیداﻧﻢ ﭘﺲ از ﻣﻦ ﭼﻪ ﭘﻴﺶ می آﻳﺪ. دور اﻓﺘﺎدن از اﻳﻦ دﻧﻴﺎی ﭘﺮﺗﻼﻃﻢ، ﻣﺜﻞ ﻧﺎﺗﻤﺎم ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﻳﻚ ﺳﺮﻳﺎل ﭘﺮﺣﺎدﺛﻪ اﺳﺖ. گمان میکنم در ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﺳﻴﺮ ﺗﺤﻮﻻت دﻧﻴﺎ ﻛﻨﺪﺗﺮ ﺑﻮد، ﻛﻨﺠﻜﺎوی ﻣﺮدم ﻫﻢ درﺑﺎره دﻧﻴﺎی ﺑﻌﺪ از ﻣﺮﮔﺸﺎن ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻮد. ﺑﺎﻳﺪ اﻋﺘﺮاف ﻛﻨﻢ ﻛﻪ یک آرزو را ﺑﺎ ﺧﻮد ﺑﻪ گور می ﺑﺮم: خیلی دلم می ﺧﻮاﻫﺪ وقتی ﻛﻪ از دﻧﻴﺎ رﻓﺘﻢ، ﻫﺮ ده ﺳﺎل یک ﺑﺎر از ﻣﻴﺎن ﻣﺮده ﻫﺎ ﺑﻴﺮون ﺑﻴﺎﻳﻢ، ﺧﻮدم را ﺑﻪ یک کیوسک ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ و ﺑﺎ وﺟﻮد ﺗﻨﻔﺮی ﻛﻪ از رﺳﺎﻧﻪ های جمعی دارم، ﭼﻨﺪ روزﻧﺎﻣﻪ بخرم. اﻳﻦ آﺧﺮﻳﻦ آرزوی من است: روزنامه ها را زیر بغل میزنم، بعد کورمال کورمال به قبرستان برمیگردم و از فجایع این جهان با خبر میشوم، و سپس با خاطری آسوده در بستر امن گور خود دوباره به خواب میروم."


