. نمیدونم چرا اینقد به مارادونا و محمد علی کلی علاقه دارم ... دو شخصیت بزرگ زندگیم مارادونا هیچ وقت نتونست مرز بین رویا و واقعیت رو تشخیص بده ... هر چیزی رو تا انتهاش میرفت . فوتبال رو تا انتهای لذت برد جلو ... رد شدن از مدافع ها براش آسون ترین کارا بود وقتی ام که افتاد تو مواد تا انتهاش رفت تا خود مرگ ... یه کوه مواد رو میریخت جلوش و دِبکش . مارادونا در روز بازی خداحافظی‌اش در سال ۲۰۰۱، میکروفون را گرفت و در برابر جمعیتی که اسمش را فریاد می‌زدند ایستاد، دست‌ به سینه. گفت که فوتبال زیباترین بازی در دنیاست و کارهایی که او کرده نباید نفس این ورزش را زیر سوال ببرد. او گفت: «من اشتباهات زیادی کردم و هزینه آن‌ها را هم دادم». تمام استادیوم او را دلداری داد. لحظه‌ای سکوت کرد و سپس ادامه داد «اما توپ هرگز لکه‌دار نمی‌شود»