استقلال استراماچونی در همان موقعیتی قرار دارد که پرسپولیس برانکو در فصل اول حضور برانکو به عنوان سرمربی قرار داشت؛ موقعیتی که در آن چاره‌ای جز خوب بازی کردن نداری و بایستی با تمام قوا و نیروی روانی به پیش بروی. در این میان فقط یک تفاوت بزرگ هست و آن هم بضاعت استراماچونی و برانکو در آغاز کارشان است و این تفاوت چنان است که اساسا نیازی به مقایسه نیست. تیم برانکو بسیار فقیرتر بود. این چرخه‌ای آشنا در لحظه به لحظه تاریخ فوتبال است؛ شروع قدرتمند و باانگیزه، بازی زیبا و احتمالاً قهرمانی. پس از آن در پیش گرفتن خط مشی محافظه‌کارانه برای حفظ دارایی‌ها و برآوردن انتظارات هوادارانی که سطح توقعشان بسیار بالا رفته است. ما پرسپولیسی‌ها هیچ گاه خاطره فصل اول و دوم برانکو در پرسپولیس را فراموش نخواهیم کرد، خاصه اینکه فصل اول حضور برانکو زیباترین فوتبالی را که از یک تیم می توان دید در تمام تاریخ لیگ رقم زد. با این حال، به عنوان یک هوادار موافق بازگشت برانکو نیستم. شاید کالدرون گزینه‌ای آرمانی نباشد، اما به هر روی پرسپولیس پس از چندین سال سلطه بلامنازع اکنون نیاز به خونی تازه در رگ‌هایش دارد. مدیریت کوتاه اما مخرب ایرج عرب همراه با نوعی عقب گرد و سلب امکان تزریق این خون تازه بود، آن هم با خریدهایی دم دستی و بدون برنامه که روی دست تیم مانده‌اند. هواداران پرسپولیس باید صبور باشند. دیدن برتری رقیب سنتی پس از چندین فصل سروری طبعاً دشوار است اما هر تیمی در هر برهه‌ای نیازمند تلنگرهایی از این دست است تا به خود بیاید. صبور باشیم و از تیم حمایت کنیم. در حال حاضر این بهترین راهکار برای نگه داشتن تیم در گردونه رقابت‌هاست.