طرفداری- فوتبالیست های زیادی وجود ندارند که در کتاب بیوگرافی خود از استیو جابز، آلبرت انیشتین یا روانشناسان نقل قول بکنند، اما خوان ماتا با اکثر هم‌رشته های خود اندکی متفاوت است.

این بازیکن سابق والنسیا، چلسی و منچستریونایتد که سابقه قهرمانی در چمپیونزلیگ و سابقه قهرمانی جهان به همراه تیم ملی اسپانیا را دارد، در هر تیمی که بازی کرده است هواداران او را دوست داشته‌اند و احترام رختکن را نیز برای خود جلب کرده است و همواره هواداران تیم های سابقش نیز برای او احترام زیادی قائل هستند و پس از بازگشت به استادیوم تیم های سابقش هواداران از او استقبال گرمی کرده‌اند.

وقتی در رستورانی در منچستر که متعلق به پدر او است درباره کتاب جدید او "ناگهان یک فوتبالیست" با او مصاحبه کردیم، او در رابطه با موضوعاتی صحبت کرد که شاید بسیاری از فوتبالیست ها از بیان آنها اجتناب کنند.

شما در کتابتان بارها از جاه‌طلبی نه چندان زیاد خود صحبت کرده‌اید، آیا درست است که شما از انتظارات خود در فوتبال فراتر رفته‌اید؟

هدف من در شروع فوتبال، بازی کردن در سطح یک و تبدیل شدن به یک فوتبالیست حرفه‌ای بود، کاری که پدر من موفق به انجام دادنش نشده بود و این تبدیل به هدف من در فوتبال شد. از زمانی که در اسپانیا به سطح اول فوتبال رسیدم هر اتفاقی که پس از آن برایم رخ داد فوق‌العاده بوده است. اینکه با چلسی موفق به کسب عناوین شدم، با تیم ملی اسپانیا جام جهانی را بالای سر بردم و به تیم بزرگی مانند منچستریونایتد پیوستم.

پس بله، من فکر می‌کنم در فوتبال بیشتر از انتظاراتم پیشرفت کرده‌ام، این درست است. اما زمانی که به این سطح رسیدم و برای تیمی به بزرگی منچستریونایتد بازی می‌کنم، نمی‌گویم دیگر بس است و حالا که به آن چیزی که خواسته‌ام رسیدم دیگر ادامه نمی‌دهم. من می‌خواهم همیشه و در هر سطحی که هستم به پیشرفت ادامه بدهم و شاید به همین دلیل است که در کارم این تعداد لحظات فوق‌العاده را تجربه کرده‌ام.

در زندگی حرفه‌ای خود همیشه برای پیشرفت و بهتر شدن اشتیاق و انگیزه داشته‌ام. این همان دلیلی است که باعث شده بتوانم چندین سال در بالاترین سطح فوتبال بازی کنم و جام های زیادی را به دست بیاورم.

نیروی محرکه شما برای رسیدن به موفقیت در عرصه باشگاهی و ملی چه چیزی بوده است؟

من در زندگی حرفه‌ای خود همواره به دنبال پیشرفت و تبدیل شدن به بازیکنی بهتر بوده‌ام و می‌دانستم که هیچ چیزی دائمی نیست و بدون تمرین نمی‌توان در بالاترین سطح برای مدت طولانی باقی ماند. این همان چیزی است که به من کمک کرده سال ها در این سطح بازی کنم و عناوین را به دست بیاورم. فقط زمانی که فوتبالم تمام شود می‌توانم به گذشته نگاه کنم و ببینم در دوران فوتبالم چه کرده‌ام.

در حال حاضر احساس می‌کنم در وسط داستان هستم، من تازه 31 ساله هستم و تمرکزم روی زمان حال است. الان در شرایطی نیستم که بخواهم به گذشته فکر کنم، اینکه چقدر خوب بوده یا اینکه چگونه می‌توانسته بهتر رقم بخورد.

یک تئوری وجود دارد که در فوتبال مدرن بازیکنان رهبر کمتری وجود دارند، آیا با این نظریه موافق هستی؟

من فکر می‌کنم در حال حاضر نیز شخصیت های بزرگی در فوتبال وجود دارند، زمانی که من به تیم چلسی رفتم بازیکنانی مانند فرانک لمپارد، جان تری، دروگبا و ایوانوویچ شخصیت های بزرگی داشتند و زمانی که به منچستریونایتد آمدم بازیکنانی مانند وین رونی، فن پرسی، ریو فردیناند، مایکل کریک، ویدیچ و اورا در تیم حضور داشتند، که همه شخصیت های بزرگی بودند و در رختکن بسیار تأثیرگذار بودند.

آیا حضور بازیکنی مانند روی کین می‌تواند به تنهایی باعث موفقیت تیم شود؟

قطعاً خیر. بازیکنان عالی زیادی در آن باشگاه حضور داشتند و تیم دوران فوق‌العاده‌ای را سپری می‌کرد. به یاد دارم که در آن دوران بازی های یونایتد را تماشا می‌کردم، آنها واقعاً یک تیم عالی بودند، بازیکنان زیادی با شخصیت های متفاوتی در آن تیم حضور داشتند، اما مهمترین مسئله برای موفقیت یک تیم داشتن بازیکنان با کیفیت است.

پس برای موفقیت یک تیم بازیکنان مهم‌تر از سرمربی هستند؟

بدون شک مربی ها تأثیر بسزایی در شرایط تیم ها دارند، اما در نهایت این بازیکنان هستند که اتفاقات یک دیدار را رقم می‌زنند و این قضیه هیچ‌گاه تغییر نخواهد کرد. زمانی که ما به همراه تیم ملی اسپانیا موفق به قهرمانی جهان در سال 2010 شدیم و سپس جام قهرمانی اروپا را بالای سر بردیم، بدون شک سرمربی نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کرد. اما چیزی که از آن هم تأثیرگذارتر بود حضور ژاوی و اینیستا در بهترین فرم ممکن در آن تیم بود و البته حضور تعداد زیادی بازیکن طراز اول کنار آنها که همان سبکی از فوتبال را بازی می‌کردند که مناسب آنها بود. این دلیل موفقیت آن نسل فوتبال اسپانیا بود. فوتبال درباره تلفیق و همکاری بازیکنان با یکدیگر برای خلق یک چیز ویژه است و مربی ها به ایجاد این هماهنگی کمک می‌کنند.

بهترین بازیکنانی که با آنها هم‌تیمی بوده‌ای چه کسانی هستند؟

من در حرفه خود بسیار خوش شانس بوده و با بازیکنان فوق‌العاده‌ای هم‌تیمی بوده‌ام. من نام تعدادی از آنها را خواهم آورد و نام تعدادی را نیز فراموش خواهم کرد، این ها کسانی هستند که در این لحظه نامشان به ذهنم خطور می‌کند.

زمانی که در والنسیا حضور داشتم و تنها 19 سال داشتم با داوید ویا هم‌بازی بودم، او واقعاً یک مهاجم بی‌نظیر بود، همچنین با فرناندو مورینتس، داوید آلبلدا، روبن باراخا و ویسنته نیز در والنسیا هم‌تیمی بودم. تمام آنها بازیکنان فوق‌العاده‌ای بودند و با توجه به اینکه من در آن دوران بسیار جوان بودم، بازی کردن در کنار آنها تجربه بسیار مفیدی برای من بود و از آنها درس های زیادی یاد گرفتم.

سپس به چلسی رفتم که بازیکنان درخشانی مانند لمپارد، دروگبا، جان تری، پیتر چک، اشلی کول و ایوانوویچ در آن حضور داشتند و رختکن بسیار قدرتمندی را در اختیار داشتند. در منچستریونایتد نیز با ستاره هایی مانند وین رونی، فن پرسی، ویدیچ، فردیناند، اورا و مایکل کریک هم‌تیمی بودم. بازی کردن در کنار تمام این بازیکنان به پیشرفت من کمک کرده است.

تو 1% از درآمد خود را به خیریه خودت اهدا می‌کنی، خیریه‌ای که از طرف سرمربی لیورپول، یورگن کلوپ و تعدادی از بازیکنان مطرح مورد حمایت قرار گرفته است، درباره این حرکت برای ما بیشتر بگو.

یکی از انگیزه های من برای انتشار این کتاب زندگی نامه تبلیغ برای همین خیریه است. من باور دارم که می‌توان از قدرت فوتبال برای رسیدن به اهداف خوب استفاده کرد، نه تنها یک ورزش با مخاطبان فراوان. به همین دلیل 99% درآمد این کتاب را به همین خیریه اختصاص داده‌ام.

این پروژه بخش زیادی از آینده من پس از بازنشستگی از فوتبال را تشکیل خواهد داد، حتی پس از آویختن کفش هایم نیز با این خیریه درگیر خواهم بود. با اختصاص دادن 1% از درآمدمان به کارهای خیریه می‌توان زندگی بسیاری از انسان ها را بهبود بخشید.

شما شاید بگویید 1% مقدار زیادی نیست اما با جمع‌آوری همیشگی آن از افراد مختلف می‌توان مبالغ قابل توجهی را جمع آوری کرد و ما باید برای پیشبرد این پروژه به همین منوال به کار خود ادامه دهیم. ما می‌خواهیم فوتبالیست های حرفه‌ای متوجه بشوند که می‌توانند چه تأثیری بر روی جامعه پیرامون خود داشته باشند و چگونه می‌توانند آن را به محل زیباتری تبدیل کنند.

خوان ماتا-Juan Mata