طرفداری- تقریبا نیمی از استعدادهای لیگ برتر را بازیکنان سیاه پوست یا دو رگهها تشکیل میدهند. بنابراین نداشتن نمایندهای در بین مدیران اجرایی یا مربیان قابل فهم نیست. چرا سرمربیهای سیاه پوست بیشتری روی کار نیستند؟ آیا همان طور که برخی میگویند، به نژادپرستی بر میگردد یا علت کسل کنندهتری وجود دارد؟
وقتی با بازیکنان سیاه پوست کهنه کار یا آنهایی که به تازگی خداحافظی کردهاند صحبت میکنم، این سوال برایم مطرح میشود که: «آیا مدرک مربیگریات را گرفتهای؟» جواب: «نه، فایدهای نداره. برای من که کاری پیدا نمیشه، میشه؟» این وضعیت را درک میکنم چون مربیان سیاه پوست کمی هستند که بتوان آنها را الگو قرار داد. اما به نظرم این رویکرد یعنی پذیرش شکست. اول مدرکت را بگیر، بعد دنبال کار بگرد. آنوقت اگر تو را قبول نکردند، میتوانی دنبال دلیلش بگردی. اگر هرگز مدرک نگیری و بگویی: «کاری برای من پیدا نمیشود» مثل این میماند که بگویی: «میخوام برای اون تیم بازی کنم چون کارم درسته.» یعنی میخوای شانست رو امتحان کنی؟ «نه، فایدهای نداره. سرمربیشون هرگز منو قبول نمیکنه.» اگه تلاش نکردهای، پس از کجا میدانی؟

خیلی از بازیکنان سیاه پوست و آنهایی که به آخر دوران بازی میرسند، تصور میکنند آنها را به عنوان یک سرمربی قبول نخواهند کرد. اما شاید مشکل جای دیگری است. مدیریت و سرمربیگری مشاغل «دوستانه» هستند. اگر با شخص خاصی دوست باشی، کار پیدا میکنی. این وضعیتی است که اغلب پیش میآید و همیشه بهترین نفر برگزیده نمیشود. عامل تعیین کننده، آشنایی خودت یا مدیر برنامهات با یک رییس است. آیا افرادی مثل پل اینس و کریس هیوتن به خاطر سیاه پوست بودن در دوران فعالیت خود به عنوان مربی به مشکل خوردهاند؟ کریس در نیوکاسل خارق العاده کار کرد و سپس راهی نوریچ شد و در آنجا خیلی خوب بود و آنها را در لیگ برتر به ثبات رساند و بعد زمانی که مشکلات تیم شروع شد، او کسی بود که برکنار شد. این از موارد عادی در عالم مربیگری است. فکر نمیکنم اگر رنگ پوستش فرق میکرد، تفاوتی در این ماجرا به وجود میآمد. تصور نمیکنم سفید پوست بودن باعث میشد تا زمان بیشتری در اختیارش بگذارند. وقتی تیمت بد کار میکند، تو بلاگردان میشوی. شناخت خاصی از کریس ندارم ولی او آدم خوبی به نظر میرسد. در دوران ماجرای برادرم و جان تری، نامهای برایم فرستاد و همیشه هم در فوتبال شغلی خواهد داشت چون یک مرد فوتبالی است و در مسیر درستی حرکت میکند. چرا پل اینس با سختیهایی مواجه شد؟ نمیدانم؛ شاید بدون ارزیابی دقیق از شرایط، پیشنهادهای شغلی را پذیرفت. قطعا در میلتون خوب کار کرد ولی در ادامه فراز و نشیب زیادی داشت. کریس پاول هم در چارلتون خوب کار میکرد که ناگهان همه چیز درون باشگاه عوض شد. اما این به خاطر رنگ سیاه پوستش بود؟ گمان نمیکنم.

اما این که نسل بزرگ فوتبالیستهای سیاه پوست سابق مثل ایان رایت، جان بارنز، دس واکر و ویو اندرسون نتوانستهاند در عالم مربیگری راهی برای خود باز کنند، جالب توجه است. جان بارنز مدتی در سلتیک مشغول بود ولی پس از آن دیگر کار خاصی انجام نداد. انگار این نسل عقب افتاده است و طبیعتا وقتی برای چند سال از فوتبال دور میمانید، بازگشت به آن دشوار است.
با این وجود فکر میکنم میتوان این وضعیت را عوض کرد. بازیکنانی که به تازگی خداحافظی کردهاند و پتانسیل موفقیت در عالم مربیگری را هم دارند، مثل سول کمپل دنبال اخذ مدرک مربیگری خود هستند. امیدوارم نسل من، نسلی باشد که تصورات موجود را تغییر میدهد. امیدوارم بتوانیم خودمان را نشان بدهیم تا این توهم که فکر میکنیم سقفی شیشهای برای بازیکنانی که رنگ پوست خاصی دارند وجود دارد، از بین برود.


