منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن 

 وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن 

 به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات؟

بخواست جام می و گفت: عیب پوشیدن