در كلاس درس فارسی شاگردی از معلم پرسيد: آقا چرا کلمه خمسه از چهار حرف تشکیل شده، ولی کلمه اربعه از پنج حرف؟ و چرا کلمه «با هم» از هم جداست، ولی کلمه «جدا» با هم هست؟ چرا دزد وارونه اش هم ميشود دزد؟
معلم گریه اش گرفت و تدریس را رها کرد و رفت مغازه فلافلی باز کرد. شاگرد رفت به مغازه اش و از او پرسید: اقا مفرد کلمه فلافل چی میشه؟ معلم دیوانه شد و رفت در آسایشگاه روانی بسترى شد.
الان شاگرد سه روزه دنبال معلم می گرده که ازش بپرسه: آیا روان همان روح است؟ اگر هست، پس چرا به دیوانه میگن روانی و نمیگن روحانی؟



