طرفداری- یکی از معروف‌ترین جملات فوتبالی که مخصوصا در بین مربیان بسیار کاربرد دارد، اهمیت "کنترل کردن موارد کنترل شدنی" است. به شکل خلاصه، آن چیزی که می‌توانی مدیریت کنی را مدیریت کن و بقیه موارد خود به خود درست خواهد شد. در مورد میکل آرتتا، دو بازی همراه آرسنال کافی بود تا نشانه‌های مشخصی از پیشرفت در تیم دیده شود؛ شکل بازی، افزایش جدیت و ساختار دفاعی بهتر. 

مشکل این مربی اسپانیایی و بقیه مربیان آرسنال در شمال لندن در سال‌های اخیر این بوده که بعضی از ابعاد تیم خارج از کنترل آنها است. در هیچ ورزشگاهی، عوامل "غیر قابل کنترل یا غیر قابل مدیریت" به اندازه ورزشگاه امارات خطرناک نیستند، جایی که اشتباهات فردی دائما در حال خراب کردن تلاش تیمی است. این بار، در برابر چلسی که در نیمه اول کاملا تحت تاثیر آرسنال بود، نوبت برند لنو بود. دروازه‌بان آرسنال، مشتش را گره کرد و دکمه نابودی خود را محکم زد. یک ضربه آزاد ساده تبدیل به افتضاحی در تصمیم‌گیری شد. 

بعدی نوبت شکودران موستافی بود. درست در جایی که باید تامی آبراهام را کاملا تعقیب میکرد و می‌بست، در خطرناک‌ترین جای زمین او را رها کرد. آبراهام برگشت، وارد فضای باز شد و قبل از اینکه آرتتا بفهمد چه بلایی سرش آمده، چلسی در ۴ دقیقه گل دوم خود را به ثمر رساند. ۳ امتیاز تبدیل به ۰ شد. 

Mikel Arteta-میکل آرتتا-Arsenal-آرسنال

میکل آرتتا در امارات با آتش، غسل تعمید می‌کند

راحت‌ترین نتیجه‌گیری ممکن شاید این باشد که بازیکنان در این تیم به زبان ساده "آنچنان خوب" نیستند که بتوانند برای رفتن به لیگ قهرمانان اروپا رقابت کنند. این شاید برای لنو سخت‌گیرانه باشد زیرا این فصل برای آرسنال امتیازات زیادی را خرید اما برای شکودران موستافی شاید صدق کند. آرسنال سال‌ها تلاش کرد این مدافع آلمانی را بفروشد اما هیچ خریداری پیدا نشد. 

موستافی در بین مدافعان مرکزی آرسنال اولویت پنجم را دارد، آن هم پشت سر کالوم چمبرز، راب هولدینگ، داوید لوئیز و سوکراتیس. برای آرتتا این بدشانسی مطلق بود که در نیمه اول چمبرز مصدوم شد، آن هم در شرایطی که بسیار خوب بازی کرده بود. سوکراتس و هولدینگ هم مصدوم بودند. ۳ عامل غیر قابل کنترل دیگر. دوباره آرسنال از جایی که نمی‌شد توسط مربی آن را مدیریت کرد، ضربه خورد. 

با توجه به حضور آرتتا در منچسترسیتی در سال‌های اخیر و تجربه کار با تیمی که ثروتمند‌ترین باشگاه کشور و ترکیب آن مملو از بازیکنان فوق العاده است، برای وی همه این اتفاقات کاملا جدید و شاید غیر قابل باور باشد. بازیکنان در تیم آرسنال به زبان ساده به اندازه سیتی خوب نیستند و استعداد آنها در اشتباهات فردی هیچ حد و مرزی ندارد. وی می‌گوید:

"اشتباه در تصمیم‌گیری دائما رخ می‌دهد و در آینده هم رخ خواهد داد اما وقتی در مقابل چنین حریفی اشتباه می‌کنید، شدیدا توسط آنها تنبیه خواهید شد."

 

 

برای مربی اسپانیایی این اشتباهات دو برابر عذاب‌آور بود زیرا آرسنال پس از مدت‌ها دوباره جرات درست دفاع کردن را پیدا کرده بود. آنها در نیمه دوم در اکثر دقایق مالکیت را به چلسی دادند اما قطعا فاقد جرات نبودند. بازیکنان بدن‌های خود را مقابل توپ قرار می‌دادند و تلاش‌های گروهی چند وقتی بود که اینطور دیده نشده بود. پیر امریک اوبامیانگ در سمت چپ فرار می‌کرد و بارها هواداران را به وجد آورد. ریس نلسون که روی کاغذ یک وینگر است چنان درگیر می‌شد که شانس برخورد شدید هم وجود داشت. در عقب، لوئیز، خود را مقابل توپ‌ها می‌انداخت و موستافی سرش رو جلوی تمام توپ‌ها در سانتر‌ها گذاشت. 

برای ایجاد تیمی که شبیه سبک پپ گواردیولا بازی می‌کند، آرتتا راه طولانی در پیش دارد و مربی اسپانیایی آرزو می‌کند روزی در آرسنال آن را ببیند. در واقع، بازی آنها در روز باکسینگ دی برابر بورنموث هم نشانی از آرسنال گذشته نداشت. آنها روان فوتبال بازی می‌کردند و زمانی که مالکیت داشتند، نشانه‌های امیدبخش زیادی وجود داشت.

با وجود تمام اشتباهات فردی که تلاش تیمی را می‌پوشاند، همان یک ساعت برابر چلسی نشان داد که نقشه تیمی زیر نظر مربی قرار است به چه شکل باشد. آرسنال با جرات و جربزه بازی کرد بدون اینکه در جاهای حساس زمین ضعیف به نظر بیاید. خود لمپارد گفته بود آرسنالی‌ها سریع‌تر بودند و بسیار شجاع.

برای ۳۵ دقیقه، مسوت اوزیل غیر قابل کنترل بود. در یک صحنه، بازیکنان آبی‌پوش بار‌ها از او لایی خوردند و نلسون نشان داد که در کانال‌های کناری چه سرعت و استعدادی دارد. پشت سر آنها، لوکاس توریرا، مانند یک ماشین مسابقه‌ای شارژ شده، زمین را می‌پیمود که به خاطر تغییر سبک بازیش توسط آرتتا است که از او خواسته در پایه خط میانی بازی کند. 

آنها مالکیت توپ را البته از دست دادند و برای اکثر دقایق نیمه دوم، مجبور بودند فشار‌ها را فقط دفع کنند. واقعیت تاسف‌بار برای آرسنال و البته آرتتا این است که تسلیم شدن آنها در دقایق آخر، برای هیچکس تعجب‌آور نبود.