بازتاب تمدن های اشکانی - ساسانی بر سه پادشاهی در شبه جزیره کره حضور ایرانیان مهاجری که از فرهنگ و ادیان ایرانی عهد باستان و یا به عبارتی شهروندان ایران ساسانی و از پیروان زرتشتی و مانوی و مسیحیت نستوری بودند در پایتخت چین از اواسط سده هفتم میلادی به بعد حس می شد.در تواریخ خاندان تنگ به حضور چندهزار ایرانی در پایتخت این دودمان در سده هشتم میلادی اشاره شده است.البته در آن زمان چنگ آن یک پایتخت بین المللی بود و در هر روز هزاران نفر از شهروندان کشورهای مختلف از جمله تجار سغدی و هنرمندان سفرا و دانشجویان و مسافران کشورهای شرقی از هند و کره ای های عصر پادشاهی شیلا و مردم ایغور و ساکنان قرقیزستان از جمله گروه هایی بودند که وارد پایتخت چین می شدند.با این همه حضور ایرانیان پارس و آسیای میانه بسیار بیشتر و محسوس تر از حضور دیگر ملل بود زیرا آنها چهار آتشکده زرتشتی و یک معبد مانوی و یک کلیسای نستوری در پایتخت و دیگر مناطق چین داشتند که نیازهای معنوی چندهزار و یا بیشتر مهاجر بانفوذ ایران و آسیای میانه را تامین می کرد.متون و شواهد تاریخی نشان می دهد که به غیر از ایرانیانی که از عصر ساسانی به چین آمده بودند بین سده های هشتم تا یازدهم میلادی حرکت ایرانی ها از پارس و آسیای میانه به شهرهای چین ادامه داشته است.به حضور ایرانیان مهاجر در شهرهای بزرگ و تجاری و بندری چین از جمله ینگ - چو و لوینگ و کانتو و هوانگ چو و شهرهایی چون سویی - ینگ و چن لی ئو اشاره شده که اقلیت های قابل ملاحضه ای را تشکل می دادند. البته به نظر می آید که ایرانیان مقیم پایتخت چین اکثرا از رجال درباری و طبقات ممتاز و مهم ایران باستان بوده اند.اینطور به نظر می رسد که ایرانیان ساسانی مقیم پایتخت چین بالاترین میزان نفوذ را در میان خاندان تنگ و رجال و طبقات ممتاز چین داشته اند، زیرا تمام خصوصیات و رسوم و عادات و حتی نحوه لباس پوشیدن ایرانیان ساسانی مورد تقلید و تحسین و ارادت دربار و رجال عهد تنگ قرار گرفته بوده است.بعد از فاز درباری رفته رفته ویژگیهای زندگانی ایرانیان ساسانی در میان شهروندان عادی شهری چین رواج پیدا می کند و این تاثیرات ایرانی آنقدر وسیع و عمیق و پرجاذبه بوده که می تواند به ما نشان دهد که ایرانیان بزرگترین اقلیت قومی در چین باستان بوده اند. مردم چین در عهد خاندان تنگ شیرینی های ایرانی می خوردند و نان ایرانی محبوب عام و خواص بود.یک نوع ورزش که آنرا به پولو تشبیه کرده اند در چین رواج پیدا کرد که از ایران ساسانی آمده بود و یک شاعر چینی نوشته بود که در شهر لوینگ خانواده ها در سده نهم میلادی موسیقی ایرانی تمرین می کردند. دربار امپراطور چین به نام مینگ هوآنگ بر اساس شواهد موجود در تاریخ رسمی دودمان تنگ مرکز فرهنگ ایران ساسانی بود و درخشش و شکوه ویژگی های فرهنگ و هنر و حتی تاتر و رقص و موسیقی ایران باستان عقل و هوش و تحسین رجال درباری چین را ربوده و برانگیخته بود. در ضیافت های درباری غذاها و شیرینی ها و موسیقی ایرانی و نت های موسیقی و دستگاه های موسیقی سغد و کوچا که با همراهی موسیقی چمپا و هند و سازهای دیگر همراهی می شدند موجب خوشحالی بزرگان چین بود. هنرمندان و صنعت گران چینی نیز از حضور صنعتگران ساسانی بهره مند شدند زیرا فلزکاری در دوره ساسانی پیشرفت سطح بالایی کرده بود و نه فقط در چین بلکه توجه تمامی صنعتگران جهان باستانی را به خود جلب کرده بود.در سده های هشتم و نهم و شاید هم دوره های بعدی تاریخ صنعتگران به الگوگیری از سبک های ساسانی مبادرت ورزیده و ظروف سبک ساسانی با طرح های مشابه بمانند گل ها و بوته ها و یا سبک تصویری را در کاربرد فلزاتی چون طلا و نقره تولید می کردند.بافتنی های ایران باستان در همان زمان در خاور دور مورد توجه قرار گرفت و در نواحی مختلف چین و ژاپن تحسین بزرگان را برانگیخته بود.احتمال می رود که تحسین های درباری در چین در رابطه با هنرهای خارجی به کره نیز رخنه کرده باشد زیرا ماسک های هنری که در دوره ساسانی مخصوص رقص های ایرانی آسیای میانه بودند به دلیل محبوبیت آنها در آسیای میانه بالاخره در سال 612 از طریق توجهات دربار پاکجه در کره به دربار ژاپن نیز رخنه کرده بود.

پایان قسمت دوم